آهنگی دیگر

چند ماه است با بدجنسی هر چه تمام‌تر چهار آهنگ کمتر شنیده شده‌ی «محمد نوری» را گوشه‌ی هارد گذاشته‌ام برای سالمرگ او.
امروز همان روزی است که باید این آهنگ‌ها را در «ماتینه» منتشر کنم و به این بدجنسی پایان بدهم!

یکی از این آثار «آهنگی دیگر» است که پارسال همزمان با انتشار خبر درگذشت او چند بار از رادیو پخش شد و بعد از آن ، مثل روزها و سالهای پیش از مرگ او، کمتر می‌شنوم آنرا در رادیو و تلویزیون پخش کنند. با اینکه به نظرم یکی از بهترین آهنگ‌های اوست.
این آهنگ در آلبوم «جان مریم» منتشر شده بود و همان آهنگ «جان مریم» بس بود که آثار دیگر کمتر برجسته شوند. این هم از شانس است. همیشه بودن در کنار معروف‌ها خوب نیست!
آهنگی دیگر را اینجا بشنوید. متن ترانه را هم می‌گذارم که اگر خواستید، مثل من، با خواننده همصدا شوید. (احتمالش قوی است!)

 

تا تو بودی در کنارم
کوه و دشت و آسمان رنگی دگر داشت
ساز پر شور من آهنگی دگر داشت
تا تو بودی
چهره‌ی گل تازه‌تر بود
آسمان‌ها
از ستاره پر گهر بود
تا تو بودی، خنده بود و آرزو بود
هر چه بود از عشق و مستی گفت‌وگو بود

بی تو دارد دنیا به چشم من
رنگ غم به خدا
غم دارد همه جا
لبخند من می‌گریزد از لب من
شعله‌های دل می‌ریزد از لب من
بازا بنگر
دور از تو دگر
لبخند من می‌گریزد از لب من
شعله‌های دل می‌ریزد از لب من

 

سه آهنگ دیگر و همین «آهنگی دیگر» را هم می‌توانید دریافت کنید و در روزی که کمتر از او یاد شد، از شنیدن آثارش لذت ببرید.

ترانه | ترانه‌سرا | آهنگساز | آواز
آواز بگذر | محمدعلی بهمنی | محمد سریر | محمد نوری
آوای باران | پرویز وکیلی | علی‌اکبر دلبری | محمدنوری
اثر تو || علی‌اکبر دلبری | محمد نوری
آهنگی دیگر | پرویز وکیلی | ناصر حسینی | محمد نوری

در این باره بخوانید:

۱۹ پاسخ

  1. صدف گفت:

    سلام
    من خیلی این ترانه ها رو دوست دارم
    لطف می کنید منو راهنمایی کنید که راحت تر بتونم دانلود کنم یا این که برام می فرستید به ایمیلم
    می دونم خواسته ی بی جاییه
    ولی اگر این کار رو بکنید خیلی ممنونم

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۳۴ ب.ظ:

    سلام
    دانلود از سایت ۴shared خیلی راحته.
    روی لینک هر آهنگ که خواستی کلیک کن. به صفحه‌ی دانلود میری. اونجا روی گزینه‌ی «دانلود» یا «Download» کلیک کن. به صفحه‌ی پایانی هدایت می‌شوی که اونجا معمولا یک تایمر معکوس ۲۰ثانیه ای فعال میشه.

    منتظر باش تا به صفر برسه. در همون نقطه‌ی تایمر معکوس لینک دانلود فعال میشه و از شما میخواد که دانلود کنی.

    ضمن اینکه در صفحه‌ی اول ۴shared که وارد میشی ابزاری برای گوش دادن وجود داره.

    اگر نتونستی دانلود کنی بگو تا برات ایمیل کنم.

    (یادگیری دانلود از ۴shared به نفع خودته. بسیاری از بسته‌های دیداری و شنیداری در این سایت بارگذاری میشه)

  2. با سپاس فراوان، بسیار استفاده کردم، باز هم از این کارها بکنید.
    مراحمتون کم نشه،
    با آرزوی دل خوش و سلامتی.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    باز هم از این کارها می‌کنم. از کدوم کارها یعنی؟!
    «مراحمتون کم نشه» را هم معنی کنید که بفهمیم یعنی چی!

  3. لحن کلامتون چقدر دل چرکین کننده و طلبکارانه است! معلومه که در منزلتون
    همیشه همینطوری با میهمانانتون رفتار شده و شما بی تقصیرید … به هر حال،
    منظور آپلود ۴ کار قشنگی است که تاکنون کمتر از مرحوم محمد نوری شنیده شده.
    … و نکتۀ دیگر این که راست گفت آقای فرخانی در نشست عصر روشن
    که بیش از۹۰ درصد وبلاگ نویس ها و منتقدها بیسواد یا
    بسیار کم سوادند. ولی من معنی، مفهوم و کاربری کلمۀ فارسی “مَراحم” را که
    همچون بیش از ۷۰درصد دیگر واژه های فارسی از زبان عربی وام گرفته شده، براتون
    می نویسم تا انگشتان شما به عنوان نویسنده ای که *باید* هر روز دستش لای
    فرهنگ های مختلف فارسی و زبانهای دیگر باشه (ولی متاسفانه به نظر می رسه که
    نیست)، حتی همین یک بار هم با فرهنگ واژگان تماس پیدا نکنه و شما همانی که
    هستید، بمانید.

    “مَراحم” جمع واژۀ “مَرحمت” است، به معنای لطف و محبت بی دریغ و سودمند که به
    ویژه در تعارفات و حوالپرسیهای طبقۀ تحصیلکرده و اهل مطالعه و اصیل کاربرد
    دارد.اگر روزی تصمیم گرفتید دست از نابودسازی فرهنگ عالی فارسی معاصر بردارید
    و کمی به مطالعه و زحمت کشیدن و شب کاریهای مداومِ انسان ساز رو بیاورید، با
    کمال میل در راستای اعتلای فرهنگ و شخصیت جنابعالی، مرجع و نحوۀ جستجوی واژگان
    فارسی را در زیر برایتان شرح می دهم، باشد که شاکر باشید

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۴:۲۳ ب.ظ:

    خانم لادن مختاری
    اگر لحن پاسخ من شما را آزرد، عذرخواهی می‌کنم. البته عمدی در کار نبود؛ آنگونه که شما پیش‌داوری کرده‌اید و از راه نقد من، خانواده ام را هم مورد انتقاد قرار دادید.
    البته اگر سرکار عالی از طبقه‌ی «تحصیلکرده و اهل مطالعه و اصیل» هستید و بعنوان شخصی باسواد و پرسواد که با فرهنگ‌های گوناگون هم آشناست، دقت کرده باشید، «ماتینه» وبلاگی است برای دست‌نوشته‌های طنز.
    البته گاهی به دیگر علاقه‌هایم نیز می‌پردازم. از جمله همان چهار آهنگ زیبای «محمد نوری»

    بنابراین در پاسخ به دیدگاه دوستانی که محبت می‌کنند و نوشته‌های من را در «ماتینه» می‌خوانند، کمی شوخ طبعی هم به میان می آورم. پاسخ به سرکار عالی (از آنجا که پایگاه اجتماعی و علمی شما را نمی‌دانستم) در همین حال و هوای شوخ‌طبعانه بود. به این خیال که مخاطبم به حال و هوای کلی وبلاگ دقت دارد.

    اما جالب اینکه لحن شوخ طبعانه را طلبکارانه خطاب کردید. در حالی که می‌شد «سبک» خواندش. اما جالب اینکه به عنوان منتقد «کلام طلبکارانه»‌ی من، خودتان بسیار طلبکارانه پاسخ داده‌اید. البته من ادبیات شما را به خانواده‌ی محترم و نحوه‌ی رفتار آنها با مهمانانتان تسری نمی‌دهم.

    خانم مختاری
    این اطلاق بی‌سوادی به دیگران شجاعت می‌خواهد که شما این شجاعت را دارید. اما من اگر جای شما بودم، وقتی می‌خواستم اینچنین از موضع فرادست دیگران را نقد کنم، دست کم آنها را کم سواد می‌خواندم که البته همه‌ی ما در کم‌آگاهی شبیه یکدیگریم.
    «کم‌سواد» صفتی نسبی است. کم‌سواد نسبت به چه و نسبت به که؟
    از سرکار عالی به عنوان یک منتقد انتظار می‌رود در انتخاب کلمه‌ها دقت بیشتری به خرج بدهید.

    عالمی در بارگاه شاهی به مشاورت بود. پرسشی به میان امد که عالم پاسخ ندانست. او را ملامت کردند که این همه سکه از برای ندانسته‌ها می‌ستانی؟
    عالم گفت: سکه‌ها از بهر دانسته‌ها ستانم که اگر می‌خواستند از بهر ندانسته‌ها سکه‌ای بدهند، اگر تمام خزانه را نیز می‌دادند، کفایت نمی‌کرد.

    خانم مختاری
    لطفا به عنوان یک منتقد تحصیلکرده‌ی اهل مطالعه‌ی اصیل در نوشتارتان دقت بفرمایید. دیدگاه شما مشحون است از ضعف‌های نوستاری. کلامتان گاهی به محاوره نزدیک شده و گاهی به متن زبان رسمی.
    دل‌چرکین‌کننده هم ترکیب ثقیلی است. ایرادهایی مثل نیم فاصله‌ و علامت‌گذاری ها که بماند.
    یادآوری می‌کنم که اگر گفتم
    «باز هم از این کارها می‌کنم. از کدوم کارها یعنی؟!» طلبکاری نبود. دست اخر می‌شد گفت: مغرورانه
    و اگر پرسیدم:
    «مراحمتون کم نشه را هم معنی کنید که بفهمیم یعنی چی!» به این خاطر است که همیشه گفته اند پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.

    البته می‌دانم که دسترسی به نسخه‌ی آنلاین لغت‌نامه‌ی دهخدا هم فراهم است.

    از لطف شما در نقد سازنده‌تان سپاسگزارم.
    اگر اصیل بودن به استفاده از کلمه‌های کم‌کاربرد عربی است، همان بهتر که من «اصیل» نباشم.

  4. ادامه:
    … از خدای منّان که همچو منی را در ماتینه با شما مرتبط ساخت.

    ر.ک. به فرهنگ معاصر فارسی امروز به قلم غلامحسین صدری افشار، نسرین و نسترن حکمی، ص.۱۱۶۰، دَرایۀ دوم و نیز صفحِۀ ۱۱۶۲، دَرایۀ ۶ و ۷ با توضیح: “لطف و مهربانی شما نسبت به من افزون باد” . به امید بالندگیِ حتی شما

    البته اگر به جرگۀ به اصطلاح “خَفَن”-گویان و اصطلاحات طبقۀ کم سواد و کم امکانی که برای بیان نیاز خود به ابراز وجود و ارائۀ یک چارچوب رفتاری مثلا نو و به خیال خود مستقل نپیوسته باشیم و تو خود حدیث مفصل بهخوان از این مُجمل

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۴:۲۶ ب.ظ:

    نگاهتان به «زبان» بسیار ایستا و به دور از نظرگاه‌های کارشناسی است. توصیه می‌کنم در این زمینه مطالعه‌ی بیشتر بفرمائید.
    خدا را شکر می‌کنم برای آشنایی با دوستانی که، نه از بالا یا از پایین، که ربروی من اشتباه‌هایم را یادآوری می‌کنند.

  5. مسلم است که طلبکارانه پاسخ داده ام، چون طلبکارم.

    در ضمن من به هیچ وجه قصد قرار گرفتن در یک چارچوب مشخص بیانی، مثلا به دلیل نگارش یک مقاله یا جستار در یک نهاد خاص، این پاسخ را برای تندی جنابعالی ننوشتم، که بخواهم همه جا سطح کلام محاوره یا نوشتاری برایتان ارائه دهم و اساسا ضرورتی نمی بینم که برای یک پاتوق فرهنگی نیم فاصله رعایت کنم و زمانی جداگانه به این امر اختصاص دهم.

    در ضمن اگر فردی از عبارات مشخصی در سطوح کلامی خاص استفاده کند، به هیچ وجه دلیلی بر آن نیست که خود متعلق به آن گروه اجتماعی باشد، هر چند که امکانش وجود دارد. پس جبهه گیری جنابعالی در مقابل “گافی” که در پاسخ به یک میهمان تازه وارد کردید، دقیقا ناشی از ناتوانی درونی شما در پذیرش این لحن ناخوشایند دارد. پیشنهاد من برای شما این است که کمی فاصلۀ زمانی به خود بدهید و بار دیگر لحن کلام بنده را در سپاسگذاری از زحمات جنابعالی، و پاسخ تند خود را که با بوی تمسخری ناشی از سرخوشی، و در لایه هایی از درونتان نیز، بوی تند خودرضامندی کبرآلوده ای در جریانی فرا رفته به مرزهای خودمحوری و خودبزرگ بینی آمیخته شده و شامۀ همچو مَنی را آزرده است، زیر نظر بگیرید و با نگاه و منطقی، نه جانبدارانه و نه با گرفتن گارد دفاعی، بلکه با دیدی منصف و از سر انتقاد از خود برای جمع بودن حواستان به عنوان مدیر یک سایت مطالعه بفرمایید.

    مسلم است که شما باید فرض را بر این بگذارید که از داریوش آشوری تا فلاسفۀ فارسی دان آلمانی و نیز دانشجویان ترم اولی یا علاقمندان دبیرستان را میزبانی خواهید کرد.مانند کودکانی که دست و پایشان !را گم کرده اند، پاسخ ندهید.

    ضمن آن که جنابعالی گرایش خاصی هم به تعیین نرخ در میان دعوا از خود نشان می دهید و این خیلی بد است. چطور به خود اجازه می دهید در مورد واژه ای که در فرهنگ فارسی امروز از مجموعه فرهنگهای نشر معاصر (حتی در جدیدترین نسخۀ آن) ثبت شده، اَنگِ “عربی کم کاربرد” بزنید؟!

    در ضمن در جایگاه شما پرسیدن حتما عیب است، با آن سطح کلامی که به زور می خواهید آن را در قالبهای طنز بچپانید و مثلا لقب وبلاگ نویس و مدیر سایت و از این جور عناوین خاص را هم یدک میکشید. شخصی در جایگاه شما اگر صرفا در ۲ سال نخست کارش همواره با تحقیق جلو رفته باشد، دیگر چنین خطاهایی از خود بروز نمی دهد که بعد هم با توجیه “من نمی دانستم جایگاه اجتماعی شما چیست:” بخواهد جوابکی توجیه آمیز نصیب کند. مگر در دیدگاه جنابعالی که در ساحت طنز و هنر و ادبیات قلم می زنید، سطح و جایگاه اجتماعی یا علمی خوانندگان سپاسگزارتان، مجوز صدور رفتارهای تند و دلازار را می دهد؟ اگر چنین است که باید بگویم رگه های افکار فاشیستی و استحمارگرانه در وجودتان مشهود است و نیاز به اصلاحات اساسی در افکار و لایه های درونی تان محسوس. پس تفاوت شمای فرهنگی نویس، با آن دلالِ “بنداز” چیست؟

    به هر روی من از واکنش نه چندان پخته تان مطمئن شدم که خیلی کم سن و یا خیلی کم تجربه هستید و بهتر است، فقط توجه داشته باشید که اطرافتان را چشمان و گوشهایی باز گرفته اند و همه موجودات راحت طلب و بی فکری نیستند که حوصلۀ بررسی واکنشهایتان را نسبت به خود نداشته باشند و بگذارند و بگذرند. یا اصلا قوۀ دراکه ای نداشته باشند که متوجه باشند در پاسخ سپاسشان چه تحویل گرفته اند. ببینید این طوری اصلا نمی توانید از شر پدرسالاری گسترده در لایه های عمیق فرهنگی این مردم برون بروید..

    باید کار و تلاش کرد. هیچ چیز رایگان به دست نمی آید، تا چه رسد به فرهنگ.

    من هم عذرتان را به دلیل کم تجربگی و جوانیتان حتما می پذیرم. فقط خواستم بدانید که چه می کنید. شاید مرا خداوند برایتان فرستاد تا در رفتارتان رشدیافته تر پیش روید

    با آرزوی دلی خوش و تلاشی پایدار برای بالندگی بیشتر و طنزی بجا و معنادار که مو لای درزش نرود و همه از خواندنش قاه قاه بخندند، به فکر فرو روند و بعد هم بر غمهای موجد آن خنده ها بگریند و این عامل تلاشی دوباره و دوباره باشد تا طنزمان اوج طنز را نمایان سازد و درایت و اندیشگی نگارنده اش را..

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۴۸ ب.ظ:

    شما من را جوان و خام می‌دانید، در حالی که خودتان بسیار کودکانه تعداد زیادی کلمه و لمه و اصطلاح و ایسم و چه و چه به کار گرفته‌اید که (نمی‌دانم، به خیال خودتان) درسی به من داده باشید.
    اگر من جوانم و شما آزموده، باید متعجب بود که در برابر عذرخواهی من متکبرانه پاسخ می‌دهید و من را متکبر می‌دانید.
    عذرخواهی‌ام را پس می‌گیرم و یادآوری می‌کنم که طنز و شوخ‌طبعی با هم تفاوت دارند و شما نباید رد شوخ طبعی و فکاهه دنبال طنز عمیق باشید.
    هر رسانه مخاطبان خاص خودش و ادبیات خاص خودش را دارد.

    در عجبم که در پاسخ به سخن شما که باز هم از این کارها بکنید، گفتم:
    باز هم از این کارها می‌کنم. از کدوم کارها یعنی؟!
    و بعد هم این پرسش که
    «مراحمتون کم نشه» را هم معنی کنید که بفهمیم یعنی چی!»
    چه توهینی دارد؟ نهایت اینکه به قول خودتان بی‌سوادی باشد و عدم مراجعه به لغتنامه که حتما فکر می‌کنید هیچکس نمی‌داند لغتنامه چیست و فقط شما می‌دانی؟

    من از چون شمایی هرگز مایل نیستم چیزی بیاموزم. (البته اگر چیزی برای آموختن داشته باشید)
    جبران خلیل جبران به زیبایی گفت:
    گفتند هر کس کلمه‌ای به من بیاموزد، من را بنده‌ی خویش کرده است.
    ترجیح می‌دهم بی‌سواد باشم، اما آزاد باشم.
    (آنهم آموختن از کسی که همچون درخت پربار سر به زیر نیست.)

  6. راستی به عنوان یک زبانشناس لازم می دانم به شما یادآوری کنم که انتخاب اسم خارجی برای یک لیسانسیۀ ادبیات دور از شان است و حال که این امر هم چندان برایتان مهم نیست به خودتان و به خواتندگان بی گناه این سایت رحمی کنید و دست کم نام آن را که ریشۀ فرانسوی-لاتینی دارد، در نشانی انتخابی تان تصحیح کنید.

    ماتیـنــــــــه با کشش “ها”ی غیرملفوظ در پایان و تلفظ بسیار سریع تر “الف” با یک حرف “آ” و دو حرف “ای” انگلیسی نوشته می شود.
    matinee

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۵۰ ب.ظ:

    به اطلاعتان می‌رسانم این کلمه «خودساخته» است و ترکیبی از دو کلمه‌ی «متن» + «مادینه» است. ماتینه یعنی «متن مادر و زاینده»

  7. دیگر جای تردیدی باقی نمانده است، دو توصیۀ پایانی و دیگر برای هیچ پاسخی نمی شود، برایتان زمان گذاشت.

    می دانید، دیگر کار از کار گذشته است. برای انجام اصلاحات بنیادینی که ضروری به نظر می رسند، نیاز به دو معلم محسوس است: یکی برای زدودن آموخته های غلط و یکی برای آموزش اصول درست. البته اگر “ندانستن” اعلام وجود کرده باشد و زنگهای خطرش از درون به گوش هوش برسد. و چه سخت این زنگهای جرس مانند به گوشِ آن که نمی داند، خواهد رسید. آخر می دانید که؟ متاسفانه: “آن کس که نداند، و نداند، که نداند/در جهل مرکّب ابدالدّهر بماند”

    ۱٫ در واژه سازی “آکرونوم” شما موظفید، مثلا اولِ واژۀ نخست را با اولِ واژۀ دوم و پایانِ واژۀ سوم ادغام سازید، یعنی آکرونوم مورد نظر می شود: “ماماینده” که چندانی منطقی یا زیبا و منتج به مقصود نیست. حتی اگر هم خواسته باشید میانۀ واژۀ دوم را به زور برای “آکرونوم” سازی، این وسط بچپانید، می شود: “متادنده” یا “متادینده” یا “متمادنده”! می بینید که شدنی نیست، البته شاید هم نشان از طنازی سایت حضرتعالی بدهد … .

    متاسفانه مجبورم در حضور همۀ خوانندگانتان اعلام کنم که شما جز رونویسی و سرهم بندی، هنر شایان توجهی کسب نکرده اید. البته همان هم می توانستید در مکانی دیکر مفید فایده به کار بگیرید ولی امان از یک شبه ره صد سال رفتن!!! باید همچنین اضافه کنم که اصولا از مطالعه و مقید بودن به روش شناسی هر کار، کلا ابتر به نظر می رسید. بسا تاسف که شهامت کرده و سایت راه انداخته اید ….

    ۲٫ حتما کتاب بسیار آموزندۀ “بیشعوری” مفید فایده خواهد بود. می توان آن را به رایگان در نشانی زیر داونلود کرد. امیدوارم آنقدر حس طنز فطری در وجودتان باشد که این توصیه را جدی بگیرید.
    http://www.4shared.com/get/sdIMAiz9/assholism-3rded.html

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۰ ب.ظ:

    برای آموختن باید بسیار تلاش کنم. شما هم باید تلاش کنید.
    دانش امر مطلقی نیست که شما خودتان را بر قله‌ی آن فرض کرده‌اید. اما من هرگز از چون شمایی نخواهم آموخت.

    متاسفم که یک پاسخ دو سطری شوخ‌طبعانه را با نگاه بیمارتان به مجادله‌های بلند بی‌حاصل تبدیل کردید.

    اگر از همان موسیقی‌های محمد نوری و نظایر هم بهره‌ برده بودید و روحیه سخت خود را با هنر تلطیف کرده‌ بودید، کودکانه وارد مجادله نمی‌شدید.
    با اینحال از اینکه فرصت کردید در بخش دیدگاه‌های ماتینه اظهار فضل کنید، خوشحالم. چرا که می‌دانم همگان نیاز به خودنمایی دارند.

    در پاسخ به شما فقط می‌شود لبخند زد. امکان بحث و گفت‌وگوی محترمانه را منتفی ساخته‌اید.

    بهتر است به جای پیشنهاد کتاب‌، کمی به اخلاق هم توجه بفرمائید که متاسفانه در جامعه‌ی امروز ما بی‌اخلاقی و بداخلاقی به شکل‌های مختلفی بروز پیدا کرده که یکی از مظاهرش هم در این مباحثات کودکانه‌ی شما به چشم می‌خورد.

  8. حسین گفت:

    کو پس لینک دانلود ترانه تا تو بودی؟

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۰ ب.ظ:

    آهنگی که با «تا تو بودی…» آغاز می‌شود، «آهنگی دیگر» نام دارد.
    در فهرست انتهای همین یادداشت، آهنگ چهارم را دانلود کنید.
    یادآوری می‌کنم که برای دانلود از سایت ۴shared باید عضو این سایت باشید.
    اگر عضو نیستید یا نمی‌خواهید عضو شوید، داشتن نرم‌افزار download manager کارتان را آسان می‌کند.
    با اجرای پخش‌کننده‌ی این آهنگ گزینه‌ی دانلود روی این نرم‌افزار برای شما فعال می‌شود.

  9. مهرداد نقدی گفت:

    سپاس بخاطر متن ترانه آهنگی دیگر.
    بعنوان پیشنهاد ، نه انتقاد خواهش میکنم در صورت امکان بعنوان میزبان قدری صبر و تحملتان را بیشتر کنید و به جای مصاف ادبی با بعضی از خوانندگانتان ( لادن مختاری ) ، با یک عذر خواهی ، هرچند تکراری علاوه بر نمایش بزرگواری و بردباری خودتان ، فضای وبلاگتان نیز دوستانه و ایرانی باقی بماند…

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۲ ۵:۴۰ ب.ظ:

    سلام
    سپاس از لطف شما
    مجادله با خانم مختاری به خاطر یک سوء تفاهم بود که ناشی از چندگانگی موضوع این وبلاگ است.
    بخش عمده‌ای فعالیت من در مطبوعات و این وبلاگ «طنزنویسی» و شوخی با مخاطبان است.
    با خانم مختاری به شوخی پاسخ دادم. البته الان که پاسخم را دوباره نگاه کردم، فکر کردم که بهتر بود در اولین برخورد با ایشان که به روحیات من هم آشنا نیست، بهتر بود جدی باشم و شوخی نکنم. این شوخی محا سوء تفاهم بود و ایشان برداشت کرد که من به ایشان جسارت و بی‌احترامی کردم.

    توصیه‌ی شما به‌جاست.

  1. ۱۷ اسفند ۱۳۹۵

    […] آهنگی دیگر ماتینه […]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *