برای مرگ شکلک در بیاور

بس که شنیده‌ایم «هنرمندان چیزی را می‌بینند و قاب می‌گیرند که دیگران از دیدنش عاجزند» گوشمان مو در آورد. و از بس که دیگران گفتند «طنزپرداز از کاه، کوه می‌سازد و از کوه، کاه» زبانشان مو درآورد!
بسیار خوب. مو چیز بدی نیست. اما گاهی با عارضه‌ی کم مویی هم روبرو هستیم. بس که کسی به موضوعی یا جرات نمی‌کند بپردازد و یا از حیطه‌ی دایره‌ی واژگان او بیرون است. مثل موضوع «مرگ»
خوب طنزپرداز هم آدم است و البته حق دارد در برابر حجم وسیع مرگ گریه کند، زنجموره بزند و حتی کولی بازی در بیاورد!
اما خوب می‌تواند اینگونه هم نباشد و مثل سیاست، جامعه، اقتصاد، هنر و… مرگ را هم به طنز بگیرد. این حالت برای هر کسی اتفاق نمی‌افتد. باید فاصله را با مرگ تنظیم کرد تا بتوان آنرا خوب نگاه کرد، و درباره‌اش طنز هم نوشت.

مرگ در برابر زندگی چنان پرده از تناقض‌ها و ناهماهنگی‌ها برمی‌دارد که هوشیاری مثل خیام می‌تواند فاصله‌اش را با مرگ حفظ کند و پرسش‌های فلسفی‌اش را مطرح کند و هم در همین پرسش‌ها، طنزهای طبیعی رویارویی مرگ و زندگی بیان کند.
اینجاست که فیلسوفان و طنزپردازان همسایه می‌شوند. فیلسوف اهل اندیشه است و برای اندیشیدن درباره‌ی مرگ و پرداختن به تناقض‌های پنهان در فاصله‌ی مرگ و زندگی، حفظ فاصله با مرگ، نترسیدن، بلکه لبخند زدن به آن الزامی است!

این اتفاقی است که درباره‌ی «رضا ساکی» و مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه طنزآمیزش با عنوان «بابا باطری‌دار می‌شود» افتاده. داستان‌های به هم پیوسته‌ای که رویارویی پدر یک خانواده را با مرگ روایت می‌کند. پدری که نه به عزرائیل رو می‌دهد نه به رضا ساکی و مقابل هر دو محکم می‌ایستد.
البته در این داستان‌ها پای پرسش‌های فلسفی خیامی در میان نیست. بلکه نگاهی است به تاثیر مرگ در زندگی خانوادگی و اجتماعی.
فیلسوف می‌اندیشید و طنزپرداز هم دست کمی از او ندارد. هر چند که نگاهش نه به فلسفه که به جامعه باشد.
در این مجموعه داستان بارها به نمونه‌هایی برمی‌خورید که مرگ پرده از تناقض‌های اجتماعی برداشته و رضا ساکی این تناقض‌ها را با همه‌ی تلخی با زبان طنز مطرح کرده.
یک نمونه‌اش جایی که پدر می‌خواهد آب پرتقال بنوشد، آهی می‌کشد و می گوید«تو سیستان و بلوچستان مردم آب ندارند بخورند، اون وقت من این‌جا دارم آب پرتقال طبیعی می‌خورم…» یا «مردم در سیستان و بلوچستان زیر آفتاب جزغاله می‌شوند، بعد من با کلاه بره زیر سایه‌ی درخت‌های پارک استراحت می‌کنم.»
نویسنده هم چند بار تاکید می‌کند که «خانواده‌ی ما دستش به دهانش می‌رسید…»

پدر در این داستان‌ها مثل بسیاری از پدرهای دیگر سرش درد می‌کند برای همین نقدهای اجتماعی و روزنامه خواندن. سرشان برود، روزنامه‌خواندنشان ترک نمی‌شود. این نهضت روزنامه‌خوانی هم یکی از آن موقعیت‌های طنزآمیز  این داستان‌هاست. کسی که اصلا عین خیالش نیست به سوی مرگ می‌رود و حتی به پسرش هشدار هم می‌دهد که «هر روز یکی کم می‌خری، چرا؟ چرا به فکر پدرت نیستی؟ من دل‌خوشی‌ام همین روزنامه‌هاست…»

عمده‌ی موقعیت‌های طنز را در این داستان‌ها پدر ایجاد می‌کند و هر گاه که با موقعیتی تلخ روبرو می‌شویم، نویسنده با کلمه‌ها به کمک فضای داستان می‌آید. یکی از این موقعیت‌های تلخ جایی است که پدر پس از سکته نمی‌تواند کارهایش را خودش انجام بدهد و باید دیگران به کمکش بیایند. «ساکی» اینجا با بیان شیرین کلمه‌ها به داد این موقعیت تلخ می‌رسد: «بابا بعد از سکته‌ی مغزی به هر کدام از ما کاری سپرده بود. چون با یک دست نمی‌توانست کارهایش را انجام بدهد. تا من را می‌دید می‌گفت: بخاران. به برادر وسطی می‌گفت: بمالان و برادر کوچک را هم مامور تاراندن کرده بود.»

در واقع پدر هر چند که ممکن است شوخ طبع بوده باشد، در رویارویی با مرگ محکم ایستاده، اما قصد خلق طنز را نداشته. این خلق و خوی اوست که موقعیت‌های طنز ایجاد می‌کند. حتی گمان نمی‌کنم می‌دانست «آیرونی» چیست؟ اما پی‌در پی شخصیت‌های داستان و مخاطب را غافلگیر می‌کند. در قضیه ریزش مو، فروش خانه، بررسی عکس‌های پزشکی و…

داستان‌های این کتاب مخاطب را در برابر موقعیت‌های متناقضی قرار می‌دهد که شاید هر بار در موقعیت مشابه کمتر به آن فکر کند و این فرصتی برای بررسیدن این موقعیت‌هاست.
این کتاب کوچک با انتخاب‌های خوب «سلمان طاهری» از تصویرهای داستانی و تصویرگری او همراه شده. اما این کتاب با این قطع و بدون شیرازه‌ی درست و درمان شاید در کتابفروشی‌ها آنچنان که باید به چشم نیاید.اگر قطع کوچک کتاب هم به نظر ناشر (گل‌آقا) و نویسنده مناسب باشد، دست کم شیرازه‌‌ای که معرف کتاب باشد، می‌توانست از گم شدنش در قفسه‌ی کتابفروشی‌ها جلوگیری کند.

اگر خیلی از مرگ می‌ترسید و فکر می‌کنید و نیاز دارید کسی به شما روحیه و دلداری بدهد، «بابا باتری‌دار می‌شود» را بخوانید. کارتان را راه می‌اندازد!

پی‌نوشت:
۱- تیتر، مصرع یکی از رباعی‌های «جلیل صفربیگی» و نام یکی از مجموعه شعرهای اوست.
۲-دوشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۰ در نشست «دگرخند» در حوزه‌ی هنری، کتاب «بابا باطری‌دار می‌شود» بررسی می‌شود.

در این باره بخوانید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *