شیرازنامه با مسئولیت محدود!

کرمی دارد این عکس گرفتن! اینهمه عکس خوب از ابیانه و بادگیرهای یزد و امیرچخماق و حافظیه و سعدیه و باغ ارم و ارگ کریم‌خان وجود دارد، مثل دسته‌ی گل. اما آدم وقتی می‌رود آنجا، آنقدر جوگیر می‌شود که می‌خواهد بهترین عکس را بگیرد و خودش را گره بزند به سعدی و حافظ و جد و آباء آنها.
البته اهداف دیگری هم دارد که بسیار مهم و بی‌بدیل هستند و یکی از آنها اینکه آدم بتواند به این و آن نشان بدهد که ما هم حافظیه رفته‌ایم و اسنادش هم موجود است! حالا اینکه چند نفر با نشان دادن این عکس‌ها به نان و نوایی رسیده‌اند؟ خدا می‌داند! (در راستای «پارسی را پاس بداریم» الله اعلم شد خدا می‌داند!)
از این‌رو که عکس گرفتن یکی از آداب و سنن بسیار مهم ما در سفر شده است. می‌رویم تکیه امیر چخماق در یزد را ببینیم، آنقدر مشغول این سنت حسنه می‌شویم، که یادمان می‌رود، خیر سرمان، از بهر چه اینجا به نیاز آمده‌ایم!
از این رو اینجانب با ارائه‌ی این عکس‌ها حضور خود را در شهرهای یزد، شیراز و اصفهان به اثبات می‌رسانم، بلکه روزی تیری به تخته‌ای خورد و نسبتِ با شعر و شاعری ارج و قربی یابد!

جگرکی‌های مستقر در بازارچه‌ی تاریخی زیر تکیه‌ی امیرچخماق هوش و حواس برای گردشگر جماعت نمی‌گذارند. هر چند به کار دل می‌آیند و تقویت عاطفه و احساس و حس شاعری!

بنده خود با استراق سمع سهوی شنیدم که دخترکی به نامزدک خود گفت: جگر بویت در آمد!

شیراز اما به دل و جگر نیاز ندارد و خودش می‌تواند کار دست آدم بدهد. جوری که بتوانید در اسرع وقت به اصفهان بروید و در زاینده‌رود خشک و خالی خودتان را غرق نمایید.

جک مربوطه:
از کسی پرسیدند: اگر آب نباشد چه می‌شود؟
گفت: آب خیلی خوب است. آب مایه‌ی حیات است. آب سرچشمه‌ی پاکی است. آب نباشد همه جا را گند برمی‌دارد. آب نباشد زندگی سخت می‌شود. آب نباشد دیگر نمی‌توان شنا کرد. شنا هم نکنی که خوب غرق می‌شوی!

ما در دنیا بی‌نظیریم. در رود خشک هم غرق می‌شویم!

گیرم که عکس بهار نارنج را می‌بینید. با بوی آن چه می‌کنید؟!

عکس دو نفره‌ی سعدی و حافظ در کنار یکدیگر!

 

«تخت جمشید» اثر باستانی – معاصر است. ساخت پارسه از زمان داریوش آغاز شد و تا کنون با حکاکی‌های بازدیدکنندگان، به منظور ایجاد زیبایی ادامه دارد. یکی از بازدیدکنندگان برای جمشید هم پیغام گذاشته که «آمدیم، تشریف نداشتید!»

می‌برید یا می‌بینید؟

برای دیدن و حتی بردن عکس‌ها، رویشان کلیک کنید.
مسئولیت کلیک در هر نقطه‌ی دیگر غیر از این عکس‌ها به عهده‌ی من نمی‌باشد!

در این باره بخوانید:

۲۱ پاسخ

  1. دورگه گفت:

    سلام. اون عکسی که تنه ی درختا رو با آجر پر کردند رو بزرگتر و با کیفیت ترش ر و میشه لطف کنید بهم بدین؟ قول شرف که جز با بیان اسم و آدرس جایی استفاده نکنم. خیلی آیتم استثنایی هستش.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۳ ب.ظ:

    برایتان ایمیل کردم.

  2. کدی گفت:

    دست شما درد نکند که با این عکس ها جانمان را تازه کردید… مخصوصا این که ما را در داشتن این زیبایی ها شریک کردید.
    به شکوفه ها به باران، سلام ما را می رساندید… شیراز است و اردیبهشت…
    با دیدن سعدیه و حافظیه یاد این بیت زیبای حافظ افتادم:
    بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
    که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۴ ب.ظ:

    من از شما تشکر می‌کنم به خاطر لطفتان به من.

  3. حبیبه زمانی گفت:

    لذت بردم.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    من از لذت بردن شما لذت می‌برم!

  4. سعادت گفت:

    سلام دوست عزیز!
    دوست اشتم عکسارو!
    عکسای قشنگی ان!
    مرسی!

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    سپاس خانم سعادت

  5. سلام این ادرس جدید ماست لطفا لینک مارا تصحیح بفرمایید اگر می توانید در ای طنز هم درستش کنید
    با تشکر
    sichoon.blogfa.com

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۰ ب.ظ:

    در ماتینه لینک شد. اما در آی‌طنز نه. پسوردش را گم کردم. پیدا کردم، چشم!

    آرش فرهنگ پژوه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۵ ب.ظ:

    چشمتون بی بلا دستتونم درد نکنه شاد باشید

  6. البته بنده قصد دخالت نداشتم امّا از آنجایی که حرف را نباید همینطور الکی باور کرد، باید خدمتتان عرض کنم که برای اثبات حضورتان در محل‌های مربوطه باید خودتان به همراه یک روزنامه‌ی چاپِ روز (ترجیحاً ولایت مدار)، قدم رنجه نموده و در عکس حضور می‌یافتید!
    البته اگر لطف کرده و قضیه‌ی این آجر خور کردنِ آن درخت‌های گرامی را برایمان تعریف نمایید، تخفیف هم قائل می‌شویم.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱ ب.ظ:

    شما تخفیف قائل بشوید، من بیست و چهار ساعته برایتان توضیح می‌دهم از آجر و پاره سنگ و کلوخ و هر چیز دیگر.

  7. نسا گفت:

    مرسی عالی بود. دیدن این عکس ها با زیر نویس های شما می چسبه!

  8. محمدعلی مومنی گفت:

    خواهش می‌کنم. زیرنویس از خودتان است

  9. چه عکس های خوبی از شهر ما گرفتی. راستی کی اومدی که ما خبر نشدیم ؟ اگرچه توو عید به خاطر مریضی مادرم از هیچی خبر نشدم

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۹ ب.ظ:

    ممنونم جناب جاوید
    هفته‌ی اول اردی‌بهشت شیراز بودم. البته در سایت ضاله و انحرافی فیس‌بوک (هدم الله) دنبال شما گشتم، نبودید.

    امیدوارم حال مادرتان خوب شده باشد.

  10. فاطمه گفت:

    هم عکسها و هم متن عالی بود باعث شد دلمون شیراز بخواد.
    ممنون

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۰ ب.ظ:

    من همینجا اعلام می‌کنم هر ایرانی که به شیراز نرود از ما نیست!

  11. خوش بگذره
    که گویا داره می گذره!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *