گردشگری جنبه می‌خواهد!

هر چیزی جنبه می‌خواهد. بعضی چیزها بیشتر می‌خواهد. مثلا گردشگری! وقتی کسی می‌خواهد راه بیفتد برود گردشگری بنماید، باید جنبه داشته باشد و چشمش را به روی یکسری چیزها ببندد. یا به اصطلاح خودمان چشمش را درویش کند! البته در اینجا منظور آن چشم درویش کردن و جنبه داشتن همیشگی که آدم در جاده‌ها و قطار و هواپیما باید داشته باشد و خودش را سریع نبازد و کارهای بی‌تربیتی نکند، نیست. بلکه آدم وقتی چهار تا مشکل می‌بیند باید چشمش را درویش کند و به اصطلاح خودمانی چشم‌پوشی کند. تا فرهنگ جنبه‌داری گسترش پیدا نکند، نمی‌توانیم برویم پول گردشگری را پارو کنیم.
این جنبه همه جانبه است. هم مردم و هم مسئولان باید داشته باشند تا این صنعت برای خودش یک چیزی بشود. باید از بچگی روی این قضیه کار بشود.

شما به این دو نمونه‌ی خارجی توجه بفرمایید:
در یک کشوری مردم خیلی بی‌جنبه تشریف دارند. از همان بچگی هم همین مدلی هستند. وقتی با هم بازی می‌کنند، مثلا فوتبال‌، تا یک تیم می‌بازد، از زمین بیرون می‌رود. که چی؟ که تیم بعدی بیاید! این بی‌جنبگی است. همین‌ها بعدها وقتی یک کاره‌ای می‌شوند، تا اتفاقی می‌افتد، استعفا می‌دهند. مثلا هواپیمایشان سقوط هم نه، فرود اضطراری هم نه، چهار تا تکان می‌دهد به مسافران، آنهم برای ایجاد شادی و نشاط، وزیر و همه کس و کارشان می‌روند استعفا می‌دهند و احتمالا می‌روند دنبال عللی و طللی‌شان!

اما در یک کشور دیگر آدم‌ها اینقدر بی‌ظرفیت و بی‌جنبه تشریف ندارند. بالاخره بازی برد و باخت دارد دیگر. یک طرف می‌بازد، یک طرف می‌برد. قهر کردن و از زمین بیرون رفتن ندارد که. وقتی می‌بازند مثلا مرد می‌ایستند و آنقدر بازی می‌کنند، آنقدر بازی می‌کنند، تا ببرند. نبرند عمرا بگذارند تیم بعدی بیاید داخل زمین.
مربی باجنبه آن است که وقتی تیم باخت یا سوراخ سوراخ هم که شد، بایستد و بگوید یک طرف بازی برد است و یک  طرف باخت. این کولی بازی‌ها دیگر چیست؟

هواپیما هم همین است. مثلا شما فرض بفرمایید یک هواپیمایی سقوط بکند. خوب سقوط بکند. استعفا کردن دارد؟ اصلا چه ربطی دارد؟ آن هواپیما در یک شهری سقوط کرده. وزیر بنده خدا در یک شهر دیگر، از همه جا بی خبر، در خانه‌اش خوابیده بوده؟ او باید استعفا کند؟!
شما حساب کنید که اگر اینطور باشد، هر روز کلی ماشین با هم تصادف می‌کنند. پس رئیس کارخانه‌های خودروسازی و رئیس پلیس راه کشور هم باید استعفا کنند. یا اینهمه آدمیزاد در ممالک خارجه خودکشی می‌کنند. پس رئیس بخش زایمان بیمارستان‌ها و روسای ثبت احوال آن کشورها هم باید استعفا بدهند!
با این وضعیت دیگه گردشگری به جا می‌ماند؟ نه والا! اصلا حالی به آدم می‌ماند؟ نه والا!

آدم باجنبه، اینجوری بار آمده. بچه بوده. زمین خورده. پدرش گفته «بچه باید زمین بخورد تا مرد بشود. اصلا سرازیری هم برود» خوب هواپیما هم باید سقوط بکند تا آبدیده بشود، تا صنعت گردشگری برای خودش یک چیزی بشود.
عزیزان بچه برای زمین خوردن است، ظرف چینی برای شکسته شدن، هواپیما برای سقوط کردن، … به قول شاعر بچه زمین خوردنی است. ظرف شکستنی است. پرنده مردنی است. اما آدم باید جنبه داشته باشد و پرواز را به خاطر بسپرد.
مسافران هم باید جنبه داشته باشند. بچه چهار بار زمین می‌خورد، اما بالاخره بار پنجم راه می‌افتد. هواپیما هم همین است. هواپیما که دیگر از جان یک طفل معصوم عزیزتر نیست. چهار تا تکه آهن است. بالاخره دوبار، سه بار، اصلا صد بار می‌افتد. آخرش که چه؟ بالاخره که باید این راه را برویم دیگر؟ پس مسافران هم با یکی دوبار سقوط کردن نباید میدان را خالی کنند.

از بچگی باید یکسری چیزها را درست کرد. آدمیزاد وقتی بزرگ می‌شود، همه چیزش بزرگ می‌شود. بی‌جنبه‌ها بی‌جنبگی‌شان بزرگ می‌شود. آن گروه دوم جنبه‌‌شان!

منتشر شده در دوهفته‌نامه‌ی «نگاره» | نیمه‌ی اول بهمن | شماره‌ی۵۱

فید ماتینه
lllllll http://maatine.com/feed/ lllllll

در این باره بخوانید:

۱۰ پاسخ

  1. محمد گفت:

    واقعا جنبه می خواد اونم این هواااااا!!!

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۹:۴۱ ب.ظ:

    «این هوا» یعنی چه؟
    همینجوری می‌نویسی این هوا، فردا می‌زنند ماتینه را به دلیل انتشار حرفهای بی‌تربیتی پالایه (فیل+تر سابق) می‌نمایند.

  2. به قول مهدی استاد احمد:

    خشت اول چون نهد معمار کج
    خشت دوم می‌شود ناچار ، کج!

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۹:۴۳ ب.ظ:

    مهدی استاد احمد خوب چون در خشت خام بیند

  3. هذا کتاب مستطاب “مگیل”(!)
    سایت دفتر طنز ارومیه به روز شد…
    چشم انتظار و منت دار حضور علاقه مندان به طنز ، بویژه طنزپردازان گرامی هستیم.

    http://www.utanz.com

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۹:۴۳ ب.ظ:

    سپاس از خبرتان

  4. سلام
    تیتر خوبی انتخاب کرده بودی وجالب بود

    نگاه طعنه به تمام اتفاقات

    به هرحال خوشحال شدم دوباره اینجا آمدم

    فعالیت همیشگی ات قابل ستایش است

    درضمن در وبلاگ پشت میز هم لینک شدید

    poshtemiz.blogfa.com

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۹:۴۹ ب.ظ:

    ممنون برای همه چیز
    یکی از دوستانم استعلام گرفت برای چیزی که به سرقت رباعی تو ختم می‌شد.
    سارقش در کل سارق بامزه‌ای است
    از لینک در پشت میز هم ممنون

  5. یه آشنا گفت:

    ای باباااااااااااا
    کو گوش شنوا
    اصلا به روی مبارکشونم نمیارن مبادا خاطر عزیزشون کمی آزرده شود

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۹:۵۰ ب.ظ:

    امروز به روی مبارک آوردن.
    وزیر برکنار شد. یر به یر شدیم. هواپیما سقوط کرده بود. حالا وزیر برکنار شد و دیگه بی‌حساب شدیم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *