برج قابوس را کج کنیم، به مهر!

برج قابوس را کج کنیم، به مهر!امروز به یکی از نقاط دیدنی کشورمان آمده‌ام که یک برج کج دارد. برج پیزا؟ گفتم داخل. برج پیزا که در ایتالیاست. صادرات و واردات برج هم که راه نیفتاده، بگوییم یک تن برج وارد کرده‌ایم. حالا هزاری هم بازار واردات داغ باشد! ما امروز آمده‌ایم گنبد کاووس، که یک برج کج دارد. برج قابوس.

خیلی‌ها تعجب می‌کنند و می‌گویند: برج قابوس که کج و کوله نیست، عیب می‌گذاری روی برج مردم.
من که نمی‌گویم برج کج است. «لیزراسکن» می‌گوید. راستش من نمی‌دانم «لیزراسکن» کیست! ولی احتمالا یکی از مستشرق‌هاست دیگر. یکی از همین خارجی‌هایی که شرق‌شناس است! او گفته. اصلا «لیزراسکن» کیست؟ خودتان بیایید، ببینید کج است. حالا حتما «لیزراسکن» که نباید بگوید که ما باور کنیم!

روایت کرده‌اند که وقتی قابوس بن وشمگیر دستور ساخت این برج را داد، از معمارها پرسید: این برج را کج بسازید، کلاس‌اش بیشتر نیست؟
معمارها گفتند: نه
مورخین گفته‌اند در آن زمان یا هنوز «استفهام انکاری» اختراع نشده بود یا شده بود و این معماران عزیز خودشان به روی خوشان نیاوردند. چون وقتی قابوس می‌پرسد: برج کج بهتر نیست؟ یعنی تاکید می‌کند که بهتر است.
قابوس دلیل «نه» گفتن‌شان را پرسید؛ گفتند: آنوقت می‌گویند از برج پیزا تقلید کرده‌ایم.
قابوس عصبانی شد و گفت: برج پیزا را که هنوز نساخته‌اند. دویست سال بعد از ما می‌سازند!
معمارها دیدند کم آورده‌اند، برای آنکه ضایع نشوند، گفتند: چه ساخته باشند، چه نساخته باشند، ما نمی‌خواهیم برج را کج بسازیم. این جور ننر بازی‌ها برای فرنگستان است، نه برای ما.

خلاصه این برج کج نشد. اما در قرن بیست و یک که ما در آن هستیم، کسانی گفتند «ننربازی چیست؟ آقا برج کج کلاس دارد.» به همین دلیل تصمیم گرفتند کجش کنند!
ابزار این عزیزان و متخصصان زبردست قلم است. نه قلم و تیشه‌، بلکه همین قلم و خودکار خودمان.

روی این برج ادبیات دو دوره‌ی تاریخی حکاکی شده. ادبیات اول مربوط به همان دوره‌ی آل زیار و قابوس خدا بیامرز است. اما ادبیات دوم برای همین دوره‌ی معاصر است.
البته جناب قابوس خودش شاعر بوده، خوشنویس هم بوده. اما قلم خودش تاثیر در احوال معماران نداشت و آنها کار خودشان را کردند.
اما متخصصان معاصر ما هم دور تا دور این برج را خیلی دقیق تاریخ‌نگاری کرده‌اند.
حالا قراره این «بالابر» من را ۵۵ متر بالا ببرد.

* * *
خوب، بالا آورد! منظورم این است که این «بالابر» من را بالا آورد! ماشالله تا نوک برج همینجور تاریخ تمام شدن خدمت سربازی و انواع و اقسام یادگاری ثبت و ضبط شده و سازمان نظام وظیفه می‌تواند در صورت مفقود شدن مدارک هر یک از افراد ذکور در کشور به این برج و سایر ابنیه تاریخی مراجعه کند و رونوشتی از این دیوارنوشته‌ها را با خودش ببرد. حتی نشانی دقیق پستی‌شان هم روی دیوار برج وجود دارد. مثلا نوشته‌اند: «بچه‌های باحال فلان‌جا.» شماره‌ی تلفن این ذکور عزیز که هم می تواند مورد استفاده‌ی همان نظام وظیفه یا مخابرات و سایر دستگاه‌های دولتی و غیردولتی و شخصیت‌های حقوقی و حقیقی قرار بگیرد. اناث محترمه هم هر چند به خدمت سربازی تشریف نبرده‌اند اما شماره‌ی آنها هم موجود است. ابراز محبت به مادر که هم ستون ثابت این دیوارنویسی‌هاست که «سلطان غم مادر!». حالا طرف یک بار هم به مادرش نگفته دوستت دارم، هر روز هر روز هم سر مادر بیچاره قار قار می‌کند. بعد ابراز محبتش را می‌آورد پیش برج قابوس. خود قابوس هم نه!

دیده‌اید بعضی‌ها وقتی می‌خواهند بنویسند، چقدر خودکارشان را روی کاغذ فشار میدهند؟ اینجا هم وقتی می‌خواستند یادگاری بنویسند، خودکارشان را زیاد فشار دادند. اینجوری شد که بلندترین برج آجری جهان کج شد.

حالا برج هیچی، ولی عزیزان من، نوک خودکارتان می‌شکند. حالا چه عجله‌ای است؟ قرار بوده در ۱۰ سال کج بشود، در ۱۱ سال بشود.

از اینکه با سفر کج و کوله‌ی ما همراه شدید، متشکرم. باز هم از این کج‌ و کوله‌ها داریم!

منتشر شده در ماهنامه‌ی طنز و کاریکاتور «ستون آزاد» – مهر ۱۳۸۹ – شماره‌ ۴۹

در این باره بخوانید:

۱۱ پاسخ

  1. نمی شود به این جناب لیزر اسکن بفرمایید اظهار نظری هم درباره ی نرخ تورم و غیره بفرمایند؟! به جان خودمان مغزمان کج شد از بس آمارهای اینوری و و آنوری را با هم مقایسه کردیم!
    پ.ن: این خشونت گرایی ها چیست برادر من؟ زده ای نظر اینجانب را جرح و تعدیل و تقلیل و نمی دانم چه و چه کرده ای که چه؟! نمی گویی این رسانه های بیگانه و سران فتنه از این رفتارهای ددمنشانه ی حضرتعالی چه سوء استفاده ها که نخواهند کرد! خوب اگر به این لقبمان حسودیت می شود بگو که یک قواره هم بدهیم برای حضرتعالی بدوزند! دیگر اینقدر به هم زدن آرامش ملی ندارد که! بگوییم این برادران غیرتمندِ […] شام در خدمتتان باشند؟!

  2. حباب گفت:

    تو هم مثل شبکه ی یک شبکه ی هر ایرانی تاثیر به سزایی در شناخت ملت غیور ایران نسبت به آثار باستانی و میراث فرهنگی داری! و البته به همان میزان لوس و بی مزه ای!!!!!!!

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۹:۵۴ ب.ظ:

    برای لوس و بی‌مزه گفتنت می‌بخشمت، اما برای شبکه‌ی هر ایرانی نه!
    بی‌تربیت…

  3. پروانه گفت:

    خوب وقتی که تاریخ رو میشه عوض کرد

    آثارش که راحت تره

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۹:۵۵ ب.ظ:

    کلا میشه همش رو یکجا شخم زد.

  4. فریده اشرفی گفت:

    سلام آقای مومنی عزیز، مثل همیشه زیبا و دلچسب نوشتین. چون تازه هم به گنبد سر زده بودم — سرمو به گنبد نزده بودم ها– این بود که تجدید خاطرۀ بسیار عالی ای شد. قلم تون همیشه سبز و دل تون شاد.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۹:۵۶ ب.ظ:

    سپاسگزارم خانم اشرفی
    حیف است که در میانه‌ی نزاع‌های سیاسی آثار تاریخی و موضوعات فرهنگی فراموش می‌شوند.

  5. درود
    باریکلا
    بعد از مدتها یک مطلب طولانی و خوب و پر نشاط نوشتید…لذت بردیم.

    درگذشت بانوی آواز ایران اشرف السادات مرتضایی(مرضیه) تسلیت باد.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۹:۵۷ ب.ظ:

    متشکرم
    من هم از درگذشت مرضیه ناراحت شدم. صدایش را دوست دارم.

  6. سلام صبح هم آمدم ماتینه بازنشد

    به هرحال اسم منو هم کنار اسمت مینوشتی

    هههههههه

    جالب بود

    با یک غزل به روزم

  7. حباب گفت:

    بیا پیشم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *