حالی به آدم

طرف یه مقاله می‌نویسه که اساسن موضوع فلان رو توضیح بده، توش هی می‌نویسه «در این مقال نمی‌گنجد.»

یکی دیگه سخنرانی می‌کنه با موضوع چنان که اساسن توضیحش بده. توی سخنرانی‌اش صد بار میگه: جای توضیحش اینجا نیست. در جایی دیگر خواهم گفت!

توی رادیو و تلویزیون طرح برنامه میدن و پیش‌بینی می‌کنن موضوع بهمان رو بتونن اساسن توی اون مدت مطرح کنن. تا آخر برنامه هی میگن:  به دلیل کمبود وقت نمی‌تونیم بهش بپردازیم.

به نظر شما ما اساسن حالمون خوبه؟

در این باره بخوانید:

۱۰ پاسخ

  1. ابراهیم گفت:

    حالمون زیادی خوبه. اون کسی که این کار رو می کنه می خواد بیسوادی خودش رو لاپوشونی کنه. وقتی طرف فکر میکنه باید همه چیز رو بدونه وگرنه ممکنه ملت فکر کنن خره همین میشه که وانمود می کنه همه چی رو میدونه در حالی که راحت می تونه بگه من جواب این مسئله رو نمی دونم

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۷:۵۷ ب.ظ:

    این موضوعی که گفتی می‌تونه واسه پاسخ به سوال باشه. یه وقتایی طرف خودش مقاله می‌نویسه، بعد هی میگه در این مقال نگنجد. خوب پس کی گنجد؟

  2. رويا گفت:

    ما اساسا حالمون خوبه و ملت بی مشکلی هستیم بقیه مشکل دارن

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۷:۵۹ ب.ظ:

    اما تو باور نکن

  3. سارا گفت:

    هیچ کس به اندزه ما حالش خوب نیست.به قول دوستمون ابراهیم میخوان بیسوادی خودشونو پنهان کنند و این همه جایی.
    یادمه تو دانشگاه یک بار یکی از بچه ها ۱سوال از استاد پرسید استاد چند دقیقه جواب نداد انگار که تو شلوغی کلاس سوال رو نشنیده وقتی دوباره سوال تکرار شد گفت بچه ها وقت کلاس کمه و من الان نمیتونم توضیح بدم هر کس بتونه جواب سوال دوستتون رو تا هفته دیگه پیدا کنه ۲نمره پایان ترم پیش من داره و اینجوری سوال به موضوع تحقیق تبدیل شد.و بسوادی استاد مشخص شد.

  4. پروانه گفت:

    یاد ترانه همه چیز آرومه
    من چقدر خوشحالم افتادم

  5. حسین امین صفار گفت:

    اساسن در این وقت کم و پای اینترنت که نمیشه نظر داد.

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۸:۰۰ ب.ظ:

    خیلی خوب و به جا بود. آفرین 🙂

  6. ابراهیم گفت:

    شاید یه دلیلش هم این باشه که ما مقاله نویسی رو با روضه خونی اشتباه می گیریم. تو مقاله میشه رفرنس داد (تو سخنرانی هم میشه). احتمال زیاد مشکل از این جا شروع میشه که میخوایم یک دفع تو یک مقاله دو صفحه ای یا یه سخنرانی یک ساعته به قول شما کل یک موضوع را بشکافیم در حالی که برای آشنایی با اون موضوع لااقل باید ۱۰ تا کتاب خوند

  7. ما کلا آدم حاشیه ایم . آنقدر حاشیه می رویم که اصل موضوع فراموشمان می شود. در نوشتن هم همین مشکل را داریم . می خواهیم در مورد روابط انسانها بنویسیم سر از باغ وحش در می آوریم . وقتی هم صحبت شیرین فیل و زرافه باشد ، چه حاجت به گفتن از ریشه آدم ها . پس مجبوریم موضوع را به بعد موکول کنیم به امید انقراض نسل میمونها .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *