خداحافظ، دههی بیبخار بیست!
اینها کلمههای تولد من هستند. اینجا ردیفشان نکردم که تبریک بشنوم.
این تولد برای من بیش ازتولدهای دیگر پای عدد و رقم را به ذهنم باز کرده و جابجاییهای عددی بیشتری را احساس میکنم. امسال نه به اندازهی یک سال که انگار به اندازهی یک دهه بزرگتر شدهام.
از دو سال پیش دغدغهی این روزها را داشتم که حالا رسیدهاند. پارسال وقتی میخواستم چیزی برای تولدم بنویسم، میخواستم آرزو کنم که این یک سال باقی مانده از دههی ۲۰ را با شادی و امیدواری بگذارنم؛ که اگر در همهی سالهای دههی جوانی «طعم جوانی» را نچشیدم، در این یکسال آخر کمی جبران شود.
فکر میکردم در دورهی جوانی چه امکانی برای بروز هیجانم فراهم شد؟ کاش این یک سال کمی بشود راحت بود.
آرزوهایم را معطوف به رویدادی کردم که آنطور که باید میشد، نشد.
حالا نه به اندازهی یکسال که به اندازهی یک دهه تکان خوردهام. البته بیراه نیست اگر بگویم در یکسال گذشته یک قرن از پیش چشمهایم رد شد.
فکر می کردم همه چیز از دست رفت، این یکسال و حتی سالهای بعد از آن هم.
در روز تولدم در سال ۸۸ حسرت میخوردم و کلی ترسیدم از آغاز دههی ۳۰ در سال بعدش.
اما حالا در آستانهی دههی ۳۰ هر چند که برای خداحافظی با آن ۲ قشنگ سمت چپ عدد سنم ناراحتم، اما آنقدر هم که فکر میکردم این روزها وحشتناک نیست. امروز احساس میکنم به جای همهی سالهای دههی ۲۰ بیشتر محبتم گل میکند، بیشتر قربان صدقهی اطرافیانم میروم. احساس میکنم بیشتر باید با دیگران بجوشم، خوش بگذرانم! انگار هنوز از جوانی گذر نکرده، هوای جوانی به سرم زده، هوای آن عدد دلچسب دهگان سنم!
پیآمد:
برای آغاز سال نو هدیهای شنیدنی برایتان دارم.
مجموعهای از آهنگهایی برای «تولد» با صدای خوانندههای مختلف؛ از محمد نوری تا عهدیه و گروه کر کودکان


تفلدت مبارک!
یه کم ترسناک هست ۳ شدن عدد سمت چپ سن، ولی حس قشنگی هم داره. حس بزرگی، حس پختگی. دوست دارم تجربه اش کنم. باید ۹ سالی صبر کنم!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۸۹ ۲۳:۱۰:
تو رو به خدا عجله نکن. مخصوصن اون ۲۳ سالگی رو محکم بچسب که من خیلی دوستش دارم.
متشکرم ازت
[پاسخ]
به هر حال ، تولدتان مبارک .
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۸۹ ۲۳:۱۰:
متشکرم امیرعلی
[پاسخ]
تبریک میگم.
به امید دههی سی، آنطور که خودتان میخواهید.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۸۹ ۲۳:۱۲:
سپاس خانم رویا. فکر میکنم پروژهی زندگی بدون هندوانههای زیر بغل رو چند سالی هست که به تدریج شروع کردم. امیدوارم
[پاسخ]
مبارک باشد.
جوانی تازه با سی سالگی آغاز می شود.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۸۹ ۲۳:۱۲:
سپاس کاکه جان
آره، منم یک کم پیاز داغش رو زیاد کردم!
[پاسخ]
سلام، خداحافظ
و مبارک باشد …
[پاسخ]
ای دوست! تولدت مبارک!
من ولی هنوز باور نمیکنم که تو سی ساله شدی!
خیلی خوب موندی ماشاءالله!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ ۲۳:۰۲:
قربان تو فاضل
خودمم باورم نمیشه. ای، نوع پوشش و رفتار و گرفتار و… در مورد این چند ساله نشون دادن، موثرن فکر کنم. همین که فکر نکنم آخرش آدم بشم!
[پاسخ]
درود
تولدتون مبارک
چقدر صادقانه احساسات خودتون رو نوشتید…لذت بردم از خوندنش
وبلاگ بانو به روز میباشد با :
بخش چهارم ///کانون جفت گیری آسان///
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ ۲۳:۰۳:
ممنونم ازت بانوی نیمه شب
حالا اگر ما جفت نگیریم و جفت بیاد ما رو بگیره باید چه کنیم؟
[پاسخ]
سیسالگیات هم قشنگه! ایشالله سی و یک سالگی!!!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ ۲۳:۰۶:
سید میدونی که نرمافزارهای فیلترینگ گوشه و کنایه ها رو هم میشناسن؟ الان به خاطر همین قشنگی من فیلتر میشم که
تبریک خوابگرد چسبناکه! ممنونم ازت.
[پاسخ]
سلام دوست قدیمی تولدت مبارک ایشالا سالهای خوبی رو درپیش داشته باشی…راستی چرا پیغامهای شیما رشنوادی رو به من نرسوندی؟
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ ۲۳:۱۰:
ممنون سمیرا، کم پیدایی؟
سیستم بخش دیدگاههای ماتینه به گونهای هست که پاسخ کاربرها به هم ارسال میشه(بصورت خودکار) البته اگر از گزینهی پاسخ در پایین همان نظر استفاده بشه.
فکر میکردم این اتفاق افتاده و پیامهای شیما رو گرفتی.
[پاسخ]
شیما پاسخ در تاريخ مهر ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۶:
سلام. خوبی سمیرا جان. شماره تماستو دوباره گم کردم. دارم روزهای سختی تو زندگیم میگذرونم. واسم دعا کن. شماره اتو بهم بده. دوست دارم.
[پاسخ]
فکر می کنم پارسال همین موقع بود که تولدت بود! اون زمون یادمه یه چیز تو پست تولدت گفتم که الان یادم نمیاد چی گفتم!
آقا ما رو ترس دادی از سی سالگی، غصه ام گرفت از همین الان!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ ۲۳:۱۱:
نترس، من کمی پیاز داغش رو زیاد کردم. سپاس محمد جان
[پاسخ]
یادواره تولدتون در هر حال مبارک…
از سالی که قدم از گلدان و گل برگ انجیری بلند تر شده دلم از تولد و یادش بد جور میگیره…وای به روزی که این ۲ پنج ساله… به ۳ تبدیل بشه می ترسم ازش …
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ ۲۳:۱۴:
خانم مهرو
می تونی گلدان رو بذاری روی دیوار، یا چارپایه یا بالاخره یه جای بلند و با خیال راحت به کارات برسی.
این نوشته بوی پیاز داغ هم میدهها!
ممنونم ازت
[پاسخ]
خب تازه اول سِلسِلیته، جای کیک و شام هم البته خالیه که به جوونیت میبخشیم!
تولدت مبارک جوون، خیلی هم مبارک!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۳:
معمولن کیک با ساندیس همراه میشه که من هم اهل ساندیس دادن به کسی نیستم. اشتباه اومدی داداش!
ممنونم ازت
[پاسخ]
تولدت مبارک به شرط چاقو و کیک
بابا دوستان طناز رو حداقل به این بهونه دور هم جمع کن دیگه برادر،به خدا شام نمیخوایم،یه کیک درنا هم کفایت می کنه.
بگو کجا بیایم،اتوبوسش با من
[پاسخ]
موسیو گلابی پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ ۲۱:۲۲:
ساندیسش هم با من!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۰:
موسیو جان واقعن از تو توقع نداشتم که با اینجور ابزارآلات قتاله سر و کار داشته باشی.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۰۹:
مگه میخوای لشگرکشی کنی؟ والا به گفتوگو هم مشکل حل میشه. نیازی به اتوبوس نیست که.
[پاسخ]
محمدعلی خان ، تولدت رو توی فیس بوک دیدم اما گفتم چون فیس بوک رسانه ای صهیونیستیه اونجا بهت تبریک نگم تا اونا نفهمن که تولدته وگرنه میان می دزدنت مجبور میشی هی ویدئو و کلیپ و دی وی دی پرکنی بدی بیرون مثل این شهرام ! اما اینجا میگم تولدت مبارک که این تولد ارزش چندانی نداره ! تولد تو یک روزیه مثل روزهایی که طنزهات دست به دست توی سایت های مختلف می چرخید و ما هم بهت افتخار می کردیم ! روزهایی که خوشحال هستی …
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۲:
خوب کاری کردی. اصلن این فیس بوک کلن راهاندازی شد تا تلهای باشه برای تولد من. یعنی در همهی این سالها با این هزینهها چرخوندتش بعنوان یه تله.
از اینکه دیگه بهم افتخار نمی کنی، نمی دونم افتخار کنم یا نکنم
[پاسخ]
تولدتون مبارک… من هم می ترسم از از دست دادن این ۲ سمت چپ. فقط هم کمتر از دو سال دیگه فرصت دارم. اگه قبلا بود می گفتم دو سال خیلی دیر می گذره. اما حالا…
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۳:
آره، زمان نسبیه دیگه. حالا بیا و از فردا بگو دمش گرم می خوام بشم سی ساله. سی سال نمیگذره این دو سال!
[پاسخ]
سلام
تولدت مبارک. ایشالا ۱۰۰ ساله بشی، ولی قول بده توو پیری بچه هاتو اذیت نکنی و خودت با پای خودت بری خانه ی سالمندان! اینجوری که شنیدم زیاد هم جای بدی نیست!
و ببخشید که دست خالی اومدم! و از هدیه ی زیباتون هم بسیار متشکر و ممنونم. کلی به وجد اومدم…
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۴:
اتفاقن یکی از دغدغههای من همینه که ما در دوران پیری چقدر نسل جوان رو درک می کنیم و آیا ما هم سنگ سنتها رو به سینه میزنیم و لجشون رو در میاریم یا نه؟
ممنونم ازت
[پاسخ]
امروز
بر خاک این کاغذ
بذر عشق می افشانم
خوشه های امید را درو می کنم
و تنور ایمان را می افروزم
تا فردا شعر نان را
بر سفره ی تو بگذارم
واهه آرمن
مبارک با تاخیر
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۶:
من ازت ممنونم. راستش خودمم باتاخیر دربارهی تولدم نوشتم. پس زیاد مهم نیست.
[پاسخ]
گل و سرخ و میخک
تولدتون مبارک
شاد باشید و خرم
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۷:
یعنی شاعر هم اون تولدت مبارک رو همینجوری جمع نوشته؟ خوب وزنش خراب میشه که. عجب شاعر معذبی بوده.
[پاسخ]
گاو و الاغ و اردک
فیل و بز و مارمولک
سوسک و سگ و ۱۰۰تا کک
نهنگ و غاز و لک لک
همگی میگن وروجک
تولدت مبارک
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۷:
خانوم سارا
پای همه جور جک و جونور رو به تولد من باز کردی. ممنونم ازت.
[پاسخ]
ببین حق با توئه با یه شماره دیگه که میرم، میآد!
مربوط به سرعت اینترنته! من که سر درنیاووردم!
درضمن این آهنگا رو من نتونستم دانلود کنم بعدن باید بریزی رو سی دی بهم بدی! ـ در کمال پر رویی! ـ کادو نمیدم، کادو هم میگیرم تازه!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۰۸:
مثل تو فاضل جان زیادن که به مناسبت تولدم باید بهشون CD همین آهنگها رو هدیه بدم!
[پاسخ]
سلام و درود
شکر خند به روز شد …
همه چی آرومه من چقد خوشحالم … !!!
نگاهی به جلسۀ ویژۀ چهارمین سالگرد شب شعر طنز شکرخند ( تیرماه ۸۹ )
…[گل]
http://shekar-khand.blogfa.com/
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مرداد ۳م, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۵:
متشکرم جناب رفیع
از این گزارش در اماکن مختلف استفادههای بهینه شد!
متشکرم از اطلاعرسانیتان
[پاسخ]
آخ آخ من دوباره دیر رسیدم.اشکالی نداره ماهی رو هر وقت از
آب بگیری تازه است! بدون تعارف و در نهایت بی آلایش بودن! تولدت مبارک!همین!(ترسیدم بیشتر بگم بازم به تعارفات اضافه متهم بشم!یا این که مهندسی شخصیت بعضی ها گل کنه! والا به خد!)خیلی ناراحت نباش.سی سالگی این قدرا هم بد نیست!یک ساله و بیست ساله و سی ساله نداره!این روزا هیچکس خیلی با سالروز تولدش حال نمیکنه.نمونه اش خود من!یک ماه و یک روز پیش۲۴ ساعت تلفنم رو خاموش کردم تا از کسی تبریک نشنوم!فکر کنم ویروسش همه گیر باشه.اینا که تعارف نبود؟!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ مرداد ۳م, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۲:
خوشم میاد که در نهایت زیرکی از تولدت حرف زدی. روزش رو گفتی، اما سالش به عنوان یک سند محرمانه باقی موند: ۳۱ خرداد
البته ما هم که به خرداد پر از حادثه و واقعه و ضایعه و اینها عادت داریم!
[پاسخ]
وحیده پاسخ در تاريخ مرداد ۹م, ۱۳۸۹ ۰۲:۰۵:
زیرکی رو خوب اومدی! ولی اون قدرا هم که فکر می کردم با هوش نیستی! به دلیل همون زیرکی که گفتی روزش رو هم اشتباه حدس زدی.حالا پیدا کنید پرتقال فروش را!!
[پاسخ]