خطر سوژه شدن

روزهای اولی که  به جایی می‌روید، یا با کسی آشنا می‌شوید، شش‌دانگ حواستان جمع باشد!
بعد که آشنایی بیشتر می‌شود و خودمانی می‌شوید، مو به موی خاطره‌ی رفتار و گفتار شما در این روزها، سوژه‌ی خنده‌ی دیگران می‌شود!

  • تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ در ۲۲:۵۲ | #1

    البته اگر کسی من رو بشناسه میفهمه که این کار به نفعش نیست.
    شاید خودش سوژه شه اما من …

    [پاسخ]

  • تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۰۱:۲۳ | #2

    جسارتن پس می‌تونیم بگیم: بسوزه پدر تجربه؟!

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ ۱۷:۳۳:

    دقیقن :D

    [پاسخ]

  • تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۰۲:۵۶ | #3

    درود
    این نکته شما را کاملا قبول دارم. اول آشنایی اگر زیاد دقیق نشوید وقتی به میانه راه رسیدید می شوید یک سوژه کامل خنده

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ ۱۷:۳۴:

    حالا من می‌خوام بگم برعکس. وقتی آدم خیلی دقیق میشه خیلی سوژه میشه. وقتی خیلی مواظبه که همه چیز رو رعایت کنه!

    [پاسخ]

  • تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۰۳:۰۴ | #4

    ظاهرا مد شده…((ذرود!!))
    اتفاقا اینی که تو میگی کلی باعث خاطره سازی میشه و خیلی هم خوبه!…مثلا من کلی خاطره ی بامزه از تو دارم!!(تو هم داری) که مربوط میشه به روزهای اول آشناییمون.
    مانع خاطره سازی مردم نشو!

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ ۱۷:۳۵:

    دقیقن سپیده!
    اتفاقن به خاطر همین چیزی که تو گقتی میخواستم منتشرش نکنم. اما دیدم همین دولبه بودنش جالبه. اینکه آدم دلیل خنده میشه و این میشه یه خاطره.
    از تو هیچ بعید نیست بیای اینجا افشاگری درباره‌ی روزهای اول من. از تو هیچ چیز بعید نیست.

    [پاسخ]

    حباب پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ ۰۰:۵۴:

    قربون این هوش و ذکاوتت…از من هیچی بعید نیست!خواستم به مناسبت تولدت با یه پست افشاگرانه درباره ی تو به روز بشم…اما نشد!متاسفانه باز هم باید افشا نشده باقی بمونی!(از این جمله خوشم اومد…از من هیچی بعید نیست!)

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۱:

    البته هیچی که. یه سری چیزها هم از تو بعیده. مثلن اینکه بخوای از افشاگری صرف نظر کنی، از تو بعیده.

    [پاسخ]

    حباب پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ ۱۶:۴۵:

    تو که میدونی من مریضم اگه حس کنم دوست داری افشا بشی صرق نظر میکنم…اما هنوز نمیدونم این جمله رو نوشتی که من بی خیال بشم یا اینکه تشویق بشم…باید یه کم دقت کنم!

    [پاسخ]

  • تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۱۶:۰۰ | #5

    سلام بر مومنی عزیز
    در صورت امکان یک شماره تماس لطفا.
    با سپاس

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ ۱۷:۳۷:

    جناب گل‌هاشم شماره را ایمیل کردم.
    برای اطلاع سایر دوستان به سبک صدا و سیما عرض میکنم:
    ۹۱۲ رقم آخرش ۲ :D

    [پاسخ]

  • حبیبه زمانی
    تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۲۱:۲۹ | #6

    خوشم میاد که آشنایی ما سوژه دست هیچ کس نمیده چون آشنایی ای کاملا فرهنگی بود!
    اونم به وسیله چه کسی آشنا شدیم، یادته؟

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۰۰:۲۰:

    من فکر می‌کردم سوالت از اون سوال‌هاست که جوابش در خودش هست و نیاز به جواب نداره. یعنی بیشتر واسه تائیده که آشنایی ما سوژه دست کسی نمیده.
    خوب البته حتی اگر فرهنگی هم نمی‌بود، عیبی نداشت. حتی اگر سوژه هم دست کسی می‌داد.
    درسته که سی سالم شده و شاعر می‌فرماید: «چوسی شدی از میکده یالا برو بیرون» اما خوب هنوز یادم هست که خانوم کدخدایی چه کاری دست ما داد!

    [پاسخ]

  • حبیبه زمانی
    تیر ۲۳م, ۱۳۸۹ در ۰۰:۱۱ | #7

    امشب تاریکی به شوق تولد چه کس به سپیدی میرسد؟!

    [پاسخ]

  • maso2d
    تیر ۲۳م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۲ | #8

    سلام
    سوژه شدن بدم نیست ولی اگه فضای بسته باشه یعنی خودت با دوستای صمیمی خودت باشی که تو عموم سوژه نشی
    امیدوارم این سوژه رو برای من که چندتا نظر گذاشتم ننوشته باشید چون تازه اول اشنایی بود یهو موضوع ها مختلی نوشته بودم

    [پاسخ]

  • حبیبه زمانی
    تیر ۲۳م, ۱۳۸۹ در ۱۴:۱۸ | #9

    امروز تولد صاحاب ماتینه ست پس مبارکش باشه.
    تو معنای عشق خداوندی ای محمد علی مومنی آن هنگام که حضورت رقم میخورد، میلادت مبارک.

    [پاسخ]

  • تیر ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۲۰:۵۳ | #10

    چه عجب! استاد مومنی سر شلوغ! سر زدن به ما و کامنت گذاشتن! افتخارها دادن!‌:)

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۹:

    بابا من یه بار اومدم تو ما رو به گناه انداختی. خوب آدم پاش نمی‌کشه دیگه!
    سگ وبگرد

    [پاسخ]

  • تیر ۲۶م, ۱۳۸۹ در ۱۶:۰۸ | #11

    چیزی که بیشتر از همه منو می ترسونه همین سوژه شدنه محمدعلی خان

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۸۹ ۲۳:۰۹:

    اتفاقن اگر بترسی بیشتر سوژه میشی :D

    [پاسخ]

  • سارا
    تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ در ۱۴:۰۲ | #12

    خوب شما غلط املایی دارید و الان غلط املایی شما سوژه خنده ما شده و داریم میخندیم.

    پس لطفا بیشتر دقت کن

    [پاسخ]

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۱۵:۰۶:

    میدونستم دارم چیکار می‌کنم، حالا باید همه‌ی ایهام تبادرها را بگی؟!

    [پاسخ]

  • سارا
    تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ در ۱۵:۳۱ | #13

    خواستم در جریان باشی که گفتم وگرنه….

    [پاسخ]

نظر شما چیست ؟

XHTML: شما می توانید از این برچسب ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>