صدای تازه‌ی مهجور

درباره‌ی سریال‌های تلویزیون در عید نوروز ۸۹

یک ضرب‌المثل معروف فارسی می‌گوید: «مار گزیده از ریسمان سیاه و سپید می‌ترسد.» حالا حکایت ما و «صدا و سیما» است. حتی اگر آشپزباشی «محمدرضا هنرمند» پخش بشود یا یک بوس کوچولو ی «بهمن فرمان‌آرا» در کار باشد یا حتی برنامه‌ای با حضور یک روشنفکر نامی، باز هم این جعبه آدم را می‌راند. اگر هم دیگر جعبه‌ای نباشد، قابش!

همین گریز سبب می‌شود کمتر وقتم را برای رسانه‌ای بگذارم که از آن کسی برای من حرف نمی‌زند و موسیقی برای من پخش نمی‌شود. اگر موسیقی هم هست احتمالا برای تزئین آنتن یا پرکردن آن است. حتی توصیه‌های خانواده‌ام به دیدن سریال «چاردیواری» هم مجابم نکرد تا اینکه «یک صدای تازه» چنین کرد. صدای ساز «دودوک» یا «بالابان» و «نی‌انبان» در تیتراژ همین سریال «چاردیواری» که ساخته‌ی آهنگساز خوش‌ذوق و باسلیقه «آریا عظیمی‌نژاد» است.

این صدای تازه از میانه‌ی نوروز سبب شد هر شب دقایقی روبروی این قاب بنشینم و لذت حضور در جمع خانوادگی را، که بر انتخاب یک رسانه، یک شبکه و یک سریال با یکدیگر همراه شده‌اند، بچشم.
گاه‌گاهی این اتفاق در صدا و سیما می‌افتد. اتفاق بروز یک صدای تازه. صدایی غیر از آنچه به روال معمول از آن شنیده می‌شود. صدایی جز آن صدای رسمی که مثل بیماری همه جا را می‌گیرد.

همین موسیقی تیتراژ‌های تلویزیونی بویژه سریال‌های مناسبتی یا نود قسمتی را در نظر بگیرید. ناگهان همگی پرمی‌شوند از صدای یک ساز که می‌خواهد ادای همه‌ی سازها را در بیاورد. یک ساز است، اما می‌خواهد صدای همه‌ی سازها را تقلید کند تا جای خالی آنها احساس نشود. کیبوردهایی که صدای تار و سنتور و تنبک را تقلید می‌کنند. اما صدای زخمه‌ی تار کجا و صدای تقلیدی کیبورد کجا؟
این شیوه بر سایر امور هم سایه انداخته است. نشریاتی که می‌خواهند ادای نشریات توقیفی را در بیاورند. یا آدمهایی که می‌خواهند گفتار روشنفکرها را تقلید کنند.
اما ناگاه، و گویا ناخواسته، وقتی صدایی دیگر شنیده می‌شود، گوش مخاطب تیز می‌شود. مثل همین صدای بسیار زیبای دودوک و نی‌انبان در تیتراژ «چاردیواری». یا اگر صدای تار هست، نغمه‌ای است از آثار شیرازی «سیما بینا». صدای «بلال بلال». اما صدای دو ساز در میان پرحرفی یک ساز «کیبورد) که می‌خواهد جای همه بنوازد، غنیمت است.

در برنامه‌های «صدا و سیما» شما کی می‌توانید موسیقی کردی، لری، شیرازی، بلوچی، گیلکی، مازندرانی، ایلامی، جنوبی و بویراحمدی را بشنوید؟ احتمالا فقط در مناسبت‌هایی که می‌خواهند نشان بدهند چقدر همه‌ی ما شاد هستیم!
غیر از این شما هرگز بصورت منظم و برنامه‌ریزی شده صداهای مختلف را نمی‌شنوید. حتی همان موسیقی که نه به تصویر بلکه به صدا مقبول‌شان بود هم رو به کاهش گذاشته است.

پیش از این در یادداشتی از گشوده شدن درهای رسانه‌ای که ملی می‌خوانندش و ما ملی می‌خواهیمش نوشتم. و حالا باز هم وقتی می‌بینم موسیقی غیر از موسیقی رواج یافته‌ی مرسوم اینگونه گوش‌ها را تیز می‌کند، افسوس می‌خورم از این تک‌صدایی سایه‌انداخته بر سایر امور.

چهار قطعه از موسیقی سریال «چار دیواری» را اینجا می‌توانید بشنوید و دریافت کنید. موسیقی  تیتراژ آغاز و پایان که با ترانه‌ی زیبا و نمکین از «عبدالجبار کاکایی» همراه شده است و دو قطعه از متن که بالابان‌نوازی «عباس زند» است. یکی آرام و دیگری پرنشاط؛ به قول معروف شش و هشت. در یادداشت پسین درباره‌ی طنز سریال‌ها خواهم نوشت.


تیتراژ آغازین سریال «چار دیواری»


تیتراژ پایانی | با ترانه‌ای از عبدالجبار کاکایی


بالابان‌نوازی


بالابان‌نوازی – ریتم شش و هشت

در این باره بخوانید:

۶ پاسخ

  1. رودگر گفت:

    سلام …اندکی خیلی دیر سال نوت مبارک..راستش اینقدر این دفعه وبت زود واز شد که تک تک سلولهای بدنم از تعجب شاخ درآورد
    درباره موسیقی هم هیچی سرم نمیشه جز شادمهر !!!! در مورد سریالهای نوروز وقتی که قحط الرجال صدا و سیما رو فراگرفته و سعید آقاخانی شبکه یک بازیگر و بازیگردان و نویسنده ست و شبکه سه کارگردان.. دیگه توقعی نیست از این جعبه ی تو خالی و پوشالی

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۸۹ ۱:۴۳ ب.ظ:

    سال نو به تو هم مبارک باشد.
    خدا کند در همه‌ی امور گشایشی شود؛ من حاضرم خودم شاخ در بیاورم.
    باز هم خدا کند همین سعید آقاخانی باشد. زیادی نمکی نشود بهتر است!

  2. سلام و درودی فراوان
    بر خلاف جناب رودگر عزیز،‌به نظر حقیر ،‌سعید آقاخانی خوش درخشید و حداکثر توانش را گذاشت و نباید عملرکد نسبتا خوب وی را زیر سوال برد،‌اما سوال این‌جاست که دیگر سعید آقاخانی ها کجایند؟ کسی صدایشان را می شنود؟ میدانی برای عرض اندام در اختیار دارند؟ کدامین پارتی راه‌گشای آن‌ها به رسانه‌ی ملی خواهد بود؟
    برادر محمد علی
    پست به جا و زیبایی بود که از دریچه‌ای متفاوت به سریال‌های نوروزی پرداخته بود. موسیی متن سریال زن بابا،‌تک‌نوازی کمانچه که تلفیقی از موسیقی سنتی و کلاسیک بود ، اگر بی‌نظیر نگویم، کم‌نظیر بود.
    در ضمن فکر می‌کنم:
    عرصه‌ی حضور آنقدر ها هم که ما فکر می‌کنیم تنگ نیست،‌این توهم برای امثال ما باعث می‌شود که حتی از اقدامی و تلاشی کوچک در این زمینه خودداری کنیم و بگوییم “ای بابا،‌کو گوش شنوا؟”

  3. فرید گفت:

    ممنون. از سلیقه شما و لطفتون . تشنه این آهنگ بودم

    محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۸۹ ۵:۵۲ ب.ظ:

    برای شکل گرفتن ذهن موسیقایی سالم، به شنیدن صداهای مختلف نیاز داریم.
    من هم از صدای بالابان یا دودوک لذت می‌برم. ممنونم از شما.

  4. حسين گفت:

    سلام و خسته نباشید
    ببخشید میخواستم ببینم شما از آهنگ لینک زیر نشونی دارید یا اسمشو میدونید
    ممنون میشم جوابم را بدید
    http://music.up-is.ir/dl4/1363105827.mp3
    مررررررررررررسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *