سوتیهای صادراتی
این قسمت: سوتیهای ملی – مذهبی
گاهی نهادهای دولتی و غیردولتی جملههایی را کنار هم میگذارند و کلی مقابل یکدیگر قمپز هم میآیند که چقدر حکیمانه و شاعرانه نوشتهاند.
پیش از تولد امام هادی(ع) پیامک کج و کولهای برایم آمد. دندان روی جگر گذاشتم و نادیده گرفتمش. حالا در آستانهی بهار که شاعرانگیها میزند بالا، جملههایی در نقاط مختلف شهر میبینیم برای استقبال از بهار که اگر من بهار بودم، صد سال سیاه نمیآمدم.
اولی مذهبی بود و شاید نوشتنش شاید نشانهی سستی من در امور دینی حساب میشد(نه سستی ادیب فرزانهای که پیامک را سروده بود!) حالا که نمونهی ملی و طبیعی آن هم جور شده، یک گیر به هر دو مورد ملی و مذهبی میدهم که هر کدام دل طرف مقابل را خنک کند و نشانهی اعتدال و بیطرفی من باشد. یک گیر ملی و یک گیر مذهبی. شاید هم گیر ملی – مذهبی!
مذهبی
هر خسارتی با بیمه جبران میشود. میلاد امام هادی گرامی باد(بدون علیهالسلام هم فرستادند که بیشتر از یک SMS نشود!) بیمه مرکزی ج.ا.ا
گمان کردم این دو جمله موقوفالمعانی هستند و تولد امام هادی خسارتی است که با بیمه جبران میشود. پناه بر خدا!
ملی
یک سال است در محل سکونت من چاپ بنر مد شده و همه به میزان فجیعی دوست دارند بنر چاپ کنند. شهرداری، زحمت کشیده، برای استقبال از بهار بنرهایی را چاپ و نصب کرده و روی یکی از آنها نوشته است:
با گذاشتن زبالهها مقابل درب حیاط به استقبال بهار برویم.
پیش از این مردم با عطر و گل و بلبل به استقبال از بهار میرفتند. شاید این هم مد جدیدی باشد که با زباله به استقبال میروند.
عزیزان دل! فدای طبع ظریفتان بشوم. زمین به آسمان نمیآید اگر از میان این همه دانشآموختهی رشتهی زبان و ادبیات فارسی، که به شغل شریف بیکاری اشتغال دارند، در هر اداره فقط یک نفر را استخدام کنید که برای جبران صادرات کشور این همه سوتی صادر نفرمائید.

بد است می خواهند ملت را بخندانند و شادشان کنند؟
[پاسخ]
[پاسخ]
سلام
اگه یه روز سوتی ندن که هلاک می شن و ما هم از بی سوژگی می میریم!!!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴م, ۱۳۸۸ ۰۲:۳۵:
میخواستند هلاک نشوند، حالا به قصد کشت سوژه میدهند.
[پاسخ]
ما طنز سرخودیم ،که خودش موهبتی ست!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴م, ۱۳۸۸ ۰۲:۳۴:
اما برخی از موهبتها حس خفگی به آدم میدهد!
[پاسخ]
my god!!
[پاسخ]
آفرین بر تو با اون نگاه ظریفت ، از دور می بوسمت پسرم.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶م, ۱۳۸۸ ۰۱:۲۹:
به خدا، به جان خودم نگاه من ظریف نیست. این نوشتهها خیلی زمخت و قلنبه شده اند. حالا اگر راست می گویی بیا از نزدیک ببوس!
[پاسخ]