مملکته داریم؟-۲
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند که نگذارند ما بنویسیم. این چند روز میخواستم بنویسم:
چله بزرگه تموم شد و یه زمستون سخت و سرد و سوزانی ردیف نشد و یه باد و برف و بوران مشدی نیامد که لااقل خاطرههامون جنبهی سمبلیک و استعاری پیدا کنه. مملکته داریم؟
که فرتی هوا سرد شد!
نه حالا خدا وکیلی زمستونه داریم؟ جهانه داریم؟ مملکته داریم؟!
.



سلام و درود
شما یه کم لباس گرم بپوش هم مملکت به اهداف بلند انقلاب می رسه هم جهان رو به عدالت پیش میره هم خودت دیگه سرما تحمل نمی کنی!
شاد باشی و خندان
[پاسخ]
مادر من که میگه سال انقلاب هم همینجوری بوده .سوز سرد داشته ولی برف نداشته .بده خدا داره خاطره های پدر مادرهامون رو نوستالژیک می کنه ؟شایدم می خواد ما رو برگردونه عقب یه سری اشتباه های اونا رو غلط گیری کنیم ؟
[پاسخ]
عجب!!!!!!!!!!!!
[پاسخ]
بیا بخوان و بگو و ببین.نظر بده جانا.دوست دارم طناز
[پاسخ]
سلام
استدلال جالبی بود از جز به کل باز به جز رفتید. قضیه ی جدیدی که منطق اهل سخن رو نشون میده… واقن جالب بود واسه مغلطه کاری فوق العادست…
آقا اینجا چرا شکلک نداره واستون کف و سوت بذاریم؟؟؟؟ چه بد!!!
ولی وقتی مملکت اینه که ملت واسه ۵ روز تعطیلی میزنن به سفر(بی جنبه ها) جهانش چیه؟؟؟؟ زمستونش چیه؟؟؟؟
بدرووود باشید
[پاسخ]
نیومدی طناز
[پاسخ]
محمد علی خان ! دلمان برای طنز و من جمله شما تنگ شده ! یادش بخیر ! ای طنزی داشتید ! حیف که روباه اومد و بردش رو بوم نشست و خوردش ! حیف … ما هم طنزمان عقیم شد . دیدی برادر ؟!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۳:۴۶:
آدم حق دارد گاهی ناامید باشد. اما باید از عقیمی در آمد و باز هم نوشت. که چی هی غصه بخوریم؟ به قول آقای مولانا: دردی است غیر مردن کانرا دوا نباشد؟
[پاسخ]
bale…. sevom hastam ensani hastam… dge chi?????
[پاسخ]
سلام و درود
اگر می تونستم از اینم جرواجر ترش می کردم!
اصلا قابل شما رو نداشت به هیچ عنوان
شاد و پیروز باشید
[پاسخ]
سلام آقای مومنی
به روز هستم
مثل شما به من هم حمله شده البته از نوعی دیگر
برقرار باشید
[پاسخ]
سلام
قهر خدا (برف) داره تو بلاد کفر می باره!!!!
الانم که دارم این کامنت رو می ذارم بارون سیل آسایی داره اینجا می باره!!! جل الخالق، مملکتمون رو چشم زدم!!!!
[پاسخ]
البته بنده برای اینکه ثابت کنم ناامید نیستم با دو مطلب انتحاری بدون ضامن فعلا بازگشتم !
[پاسخ]
سلام
یک نفر برام کامنت گذاشته بود که شما دارین بچه های جشن شبز آفتابگردانی رو دور هم جمع میکنید…درسته ؟
من جز بچه های اون جشن و خبرنگار فتخاری آفتابگردان بودم .با سه نفر از بچه های اون موقع هم سالهاست که در ارتباط هستم.
اگر خبری که شنیدم صحت داره لطفا ما را از چند و چون آن مطلع کنید.
ممنونم
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۸ ۰۱:۴۵:
در حال حاضر کمترین کاری که میتوان انجام داد، همین است که فهرستی و نشانی از بر و بچههای آفتابگردان داشته باشیم. بعد میتوان تصمیمگیری کرد.
لطفا به دیگر دوستان آفتابگردانی هم اطلاع دهید که اینجا نشانی از خودشان بگذارند. در صورتی که برنامهای در کار باشد، حتما شما را مطلع خواهم کرد.
[پاسخ]
پایین صفحه رو الان دیدم …شرمنده !!!متوجه همه چیز شدم
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۸۸ ۰۱:۴۶:
منظورتان از پایین صفحه یعنی کجا؟ متوجه چه چیزی شدید؟
[پاسخ]
از بچه هایی هم که گفتم با خانم ها سمیرا قیاسی..گل مهر کازری..سولماز فلاح پور در ارتباط هستم
[پاسخ]
خاطراته سمبلیک!استعاری….خیلی دوست دارم بدونم چند سال دیگه واقعا چی از این روزا تو ذهن و خاطرمونه…..
[پاسخ]
فکر کنم اون بالا هم اوضاع خر توی الاغ شده؟!!
[پاسخ]
ممنون از محبت شما ! ولی جسارتا اگر دقت بفرمایید سریع بنده بعد از سیار می آد نه بالعکس !
[پاسخ]
تو هنوز منو لینک نکردی؟!
خب باشه
آمیب جون تحویل بگیر !
[پاسخ]