لگن و شلنگ و آزادی!
نامزد دریافت جایزه در بخش ویژهی چهارمین جشنوارهی طنز مکتوب
.
- سلام آقای مشاور
- سلام عزیزم، بفرمایید.
- سوالی دارم دربارهی مصرف بیرویه.
- بله بله. مصرف بیرویه، کار خیلی بدیه. حالا مشکل کجاست؟
- این همسایهی ما از صبح تا شب آببازی میکند.
- آب مظهر پاکی است و سلامتی. پس آببازی جزو تفریحات سالم حساب میشود و اشکالی ندارد.
- پس حق ما چی؟ سهم ما چی؟ کار خاصی نباید کرد؟
- خوب شما هم بروید آببازی کنید.
- شکایت نمیشود کرد؟
- شما میخواهی بگویی ایشان با آببازی کردهاست؟ خوب به شما میخندند. واضح بگویم: مچل میشوید. سیگار که نکشیده، آببازی کرده. حالا با چه وسیلهای آببازی میکند؟
- چه فرقی دارد؟
- فرق میکند آقای محترم. شما بین آفتابه، شلنگ یا لگن تفاوت قائل نیستی؟ یکجوری حرف میزنی که انگار در فرانسه زندگی کردهای. بالاخره هر کسی یک بار هم که باشد، تفاوت شلنگ و آفتابه را درک کردهاست!
طبیعی است یک جاهایی که آفتابه موجود باشد و از شلنگ اثری نباشد، کار آدم سختتر میشود. مخصوصا اگر آفتابهاش مسی باشد. اگر شلنگ باشد، آدم راحتتر است و آزادی عمل بیشتری دارد. اصلا میگوییم طرف باکلاس است و سرکارش با محصولات فرنگی. بسیار خوب، دیگر آبپاشی با شلنگ را که تجربه کرده است دیگر.
طول شلنگ نسبت مستقمیی با احساس آزادی دارد. هر چقدر طول شلنگ بیشتر باشد، شما بیشتر حال میکنی و برای خودت راه میافتی اینور و آنور و اگر جلویت را نگیرند تا ته کوچه، بلکه تا سر خیابان، را هم آبپاشی میکنی. الان شلنگ آب خانهی همسایهی شما چند متر است؟
- راستش اینها عیالوار هستند، همه چیز را فلهای میخرند که ارزانتر در بیاید. حالا هم رفتهاند سی متر شلنگ خریدهاند.
- سی متر؟ خوب حال میکنندها. آقا چند بار باید گفت «آزادی در چهارچوب قانون». اگر آزادی، ببخشید آب را مجبور باشند با دبه و پیت و لگن جابجا کنند، اینقدر دچار ولنگاری و بیبندوباری نمیشوند. حالا اینکه آببازی میکند، چند ساله است؟
- ای بابا، چقدر ریزهکاری دارد؟
- بله آقا. هم به وسیلهی هدر دادن ربط دارد، هم به سن، هم به جنسیت.
- راستش اینها همهجورهاش را دارند. مثلا بچهکوچکشان هفت ساله است.
- یعنی گروه کودک. در چنین مواردی بروید جلو و یک پسگردنی بهش بزنید، که درس عبرتی باشد برای دیگران. بچهی بیتربیت. البته مواظب باشید که بچهی بیتربیت شما را خیس نکند.
- اگر ۱۲ سال داشته باشد چه؟
- این گروه سنی نوجوانان است. در این موارد پس گردنی نزنید. گوشش را بپیچانید، کفایت میکند.
- برای ۱۹ سال چه توصیهای دارید؟
- برای جوانان ۱۹ تا ۲۸ سال بروید جلو و تشر بزنید. چون اینها دیگر بچه نیستند که شما بخواهید هر غلطی…، ببخشید! هر کاری بکنید. دقت داشتهباشید که منابع محدود هستند. یکی از منابع زور شماست. شما زورتان به بچهها میرسد. پس عاقلانه است بروید و فقط تشر بزنید. اگر بلبلزبان بود و جواب شما را داد، خطر نکنید و چیزی نگویید. اگر خیلی بهتان فشار آمد، برای اینکه پیش وجدان خودتان راضی باشید، زیر لب چند تا لیچار بگویید. تا بحال تذکر ندادهاید؟
- چرا، گفتم میدانی این آب از کجا میآید؟ گفت: از توی شلنگ. گفتم: خوب آب شلنگ از کجا میآید؟ گفت: از توی شیر آب. گفتم: شیر که آب تولید نمیکند. شاید آب شیر تولید کند، اما شیر آب تولید نمیکند. منبع اصلی این آب میدانی کجاست؟ گفت: توی دیوار. گفتم: …
- کفایت میکند.عجب بچهی تخسی است.
- آقا کاش مشکل فقط بچهها بودند. پدر خانواده بابای آب را در آورده است. اگر توصیهای دارید بفرمایید.
- در این موارد دیگر تشر هم نزنید. بروید جلو و فقط «چپ چپ» نگاهش کنید. اگر یک جو غیرت داشته باشد، باید برود شلنگ آب را تکهتکه کند.
- برای پدربزرگ خانواده؟
- در این مورد با یک لبخند محبتآمیز رد بشوید.
- این دیگر چه مدلی است؟ یعنی هیچی نگویم؟
- ای بابا! شما انگار احترام به بزرگتر و این حرفها سرت نمیشود. آقا خوب پیرمرد است دیگر، دارد آبپاشی میکند. میخواهی به ایشان چه بگویی؟ شما باید شبها بنشینید و از نصیحتهای همین پیرمردها بهره ببرید!
- آقا کار بد، بد است دیگر. پیر و جوان ندارد که.
- شما یک لبخند بزنید؛ این از صد تا فـُحـ…. یعنی از صد تا تشر هم بدتر است.
- عجب. چقدر پیچیدهاست. جنسیت و اینها چه ربطی دارد؟
- اگر آبپاشنده و تذکردهنده از جنس مخالف باشند، عملا قضیه منتفی است و البته بسته به سن و سالشان ممکن است عمل خیری محسوب بشود و به سلامتی موجب کاهش آمار جوانان مجرد بشود. اما اگر همجنس باشند، در مورد آقایان احتمال بزن بزن و در فضای زنانه احتمال گیس و گیسکشی وجود دارد.



باشه!
[پاسخ]
اقا دست رو موضوع خطرناکی گذاشتی.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آذر ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۸ ب.ظ:
جان من؟
انگار اتفاقا خیلی اجتماعی – مردمی – آبکی – بیبخاریه که!
[پاسخ]
لطفا در جهت تنویر افکار عمومی دست به یک شفاف سازی عظیم بزنید !
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آذر ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۷ ب.ظ:
دربارهی چی باید دست یه عظمت و حماسهآفرینی و این حرفها بزنیم؟ متوجه منظورت نشدم!
[پاسخ]
سلام اقای مومنی!
من با اینکه میلم رو در اون قسمت اشتراک ثبت کردم ولی با این حال مطلبتون با میل به دستم نمی رسه!
(لطفا نگید با فید بهتره که…….. )
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آذر ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱:۴۱ ق.ظ:
سرویس ارسال مطالب روی ساعت ۷ صبح تنظیم شده. هر مطلبی که در ماتینه قرار می گیرد، ۷ صبح روز بعد ارسال میشود.
البته احتمال دارد از دفعه بعد این ساعت به ساعتهای میانی روز تغییر کند.
ممنون از لطف شما
[پاسخ]
خیلی با مزه بود….
جالب بود
اون قسمت شیلنگشو هستم شدید!!!
یه مقدار کم به اصل مطلب رسیدی((البته اگه اجازه ی نقد هست))
نسبت به مطالب قبلیت ضعیف تر بود!!!
ولی در کل کیفور شدم
[پاسخ]
یه سلام ساده
من هر بار که میام اینجا و دارم مطالب رو می خونم یه سوال میاد توی ذهنم ماتینه یعنی چی؟
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آذر ۲۴م, ۱۳۸۸ ۳:۱۷ ب.ظ:
قصد توضیح ماتینه را بطور مفصل دارم. اما به تاخیر انداختم تا کمی دربارهی آن سوال پیش بیاید. سوال کلید فهم پاسخ است.
ماتینه یعنی «متن مادر»، «متن مادینه»، «متن زاینده»
توضیحات بیشتر دربارهی نرینگی و مادینگی متن و البته اکتشافات دیداری این کلمه را در یک نوشته بیشتر توضیح خواهم داد.
[پاسخ]
مومنی عزیز … طنزپرداز نمونه ! ای رود منتهی به دریای طنز … ای درآورنده صدای آیِ طنز … ای مستغرق فی البحر … ای عالم این دهر … ای راقم سطور ماتیانه… ای طناز مناسبات سالیانه… ای مطلب دهنده به طنز مکتوب … یه چیز بهتر می دادی در طرز مکتوب … داشتم می گفتم … ای رونالدینوی طنز ای آل پاچینوی طنز … ای تیر طنزت به فرق سر آرش … «زنار کمر»کش آدم با غش … در صومعه طنز کاهنی … ای محمد علی مومنی ! آپ کردم یه سر به ما بزن بی معرفت!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۷:۴۲ ب.ظ:
من بصورت مرتب به همهی وبلاگهای طنز از جمله وبلاگ تو سر میزنم. اگر پیام نگذاشتم، کوتاهی کردم.
از لطفت متشکرم.
[پاسخ]
من اگه بودم این متن رو به جرم تشویش اذهات عمومی به قصد اضرار به غیر توقیف می کرم.
فکر کردی متوجه لایه های پنهانی که تو پستت بود نشدیم؟
حالا بازم بگو که پست احتماعی مردمی آبکی بوده.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ ۷:۴۳ ب.ظ:
والا ما لایه مایه حالیمان نمیشود!
[پاسخ]
خود تحویلی نوشت :
این بابا به من سر نمی زنه . می خوای به تو سر بزنه حاجی؟
[پاسخ]
من هنوزم با وب شما مشکل داریم ..یا دیر وا میشه یا اصلا وا نمیشه……البته شاید مشکل از مانیتور بنده باشه که بعضی چیزا رو دوست داره بصورت بسته نشون بده نه واز …!! این مطلب هم قشنگ بود ..ولی به نظرم در این متن آفتابه مظلوم واقع شده..
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ دی ۱م, ۱۳۸۸ ۸:۱۵ ب.ظ:
البته منظورم آفتابه در محدودهی مشخص بود. وگرنه اگر به جغرافیای مشخصی محدودش نکنیم به نظرم آزادترین وسیله است.
تعدادی دیگر از دوستانم این مورد دیر باز شدن را به من گفتهاند. تعدادی هم گفتهاند خیلی خوب باز میشود.
الحمدلله آدم میماند کجای کار ایراد دارد. با مرورگرهای دیگر امتحان کن و لطفا نتیجه را به من اطلاع بده.
[پاسخ]