ایرج میرزا در چلچراغ
وقتی شهرداری مشهد به اعتراض طنزپردازان کشور پاسخ خیلی خوب، ادبی و فرهنگی داد، برخی از طنزپردازان برجسته از جمله «رویا صدر» پیشنهاد داد: دبگر این ماجرا را ادامه ندهیم.
البته با آن شدت ابراز انزجار و نفرت شهرداری مشهد پیشنهاد درستی بود. چون معلوم نبود در مرحلهی بعد چه بلایی سر ایرج میآمد!(این ابراز انزجار و تنفر چقدر هم تا به حال تاثیرگذار بوده!)
اما بعد ماجرا ادامه پیدا کرد. در شکرخند، جشنوارهی طنز مکتوب و البته در مجلهی چلچراغ که در شمارهی ۳۶۴ (۱۶ آبان ۸۸) صفحهای را به ماجرای بلوار ایرج و بیانیه طنزپردازها اختصاص داد و حسامالدین مقامیکیا با چاپ متن جوابیهی شهرداری مشهد، توضیحاتی دربارهی این رویداد بلواری سال و در مقابل چاپ (نه یک شعر، بلکه) دو شعر از همین ایرج در کتاب فارسی دوم راهنمایی داده و متن گفتگویش را با من آورده است.
بعضی از دوستان و امضاءکنندگان بیانیه از من دربارهی گزارش چلچراغ پرسیدند. گویا مثل من که شمارهی ۳۶۴ را از دفتر مجله گرفتم، این شماره گیرشان نیامد بود.
برای درج در تاریخ این مرز و بوم(!) تصویر این گزارش را اینجا میگذارم که با کلیک روی آن میتوانید تصویر بزرگ این صفحه را (که حبیبه زمانی به من رساند)، دریافت کنید که به راحتی قابل خواندن است.
.
گفتگو با محمدعلی مومنی؛ طنزپرداز
میدانستیم چیزی عوض نمیشود!
شما قبل از تنظیم نامه تماسی با شهرداری مشهد نداشتید؟
نه
از طرف آنها هم تماسی گرفته نشد؟
نه فقط بعد از حدود ۱۰ روز تا دو هفته، یک جوابیهای به ایمیل من فرستادند که به نظر میآمد متن اصلی آن از نامهای گرفته شده باشد که در سیستم اداری برای مصارف مختلف فرستاده میشود.
چقدر معتقد بودید نامه شما منجر به تغییر میشود؟
ما از اول هم می دانستیم که امکان ندارد مخاطب ما چیزی را به خواست مردم تغییر بدهد. هدف ما بیشتر رساندن صدای طنزپردازان به گوش دیگران بود و این که بتوانیم اعتراض خود را به نهادهای پاییندست نشان بدهیم. ما میدانستیم تغییری ایجاد نمیشود، اما دست کم توقع داشتیم شهرداری مشهد ادبیات خود را عوض کند.
نامه را به ایمیل مسئول خاصی فرستادید؟
در سایت شهرداری مشهد ایمیلی وجود نداشت. روی قسمت «تماس با ما» که کلیک میکردی، وارد درگاه ورودی پنل مدیریت سایت میشد، که همهی سایتها سعی میکنند مخفی نگهش دارند، تا امکان دسترسی به اطلاعات محرمانه یا هک شدن سایت کاهش پیدا کند. اما در یک بخشی از سایت – که اصلا هم ربطی به «تماس با ما» نداشت – یک فرمی پیدا کردیم که در بخشی از آن یک ایمیل درج شده بود. ما بیانیه را از آن طریق فرستادیم.
باز هم ماجرا را پیگیری میکنید؟
نه. به هیچ وجه. حتی چند نفر از طنزپردازان بنام هم توصیه کردند با این نوع جوابی که شهرداری مشهد داده، دیگر پیگیر ماجرا نباشیم. ولی شهرداری مشهد اگر میدانست جلال آل احمد در بعضی داستانهای واقعگرایانهاش چه مطالبی نوشته، شاید همین نام جلال آل احمد را هم که جایگزین ایرج میرزا کرده، عوض میکرد.
.
از چلچراغ و حسام عزیز که به این رویداد توجه کردند، سپاسگزاری میکنم.

سلام
نگران نباش روح ایرج میرزا تو خواب هم می تونه جواب بی مهری ها رو بده.
[پاسخ]
سلام به عنوان کسی که سالیان متمادی در وادی ادبیات قدم وقلم می زند از پیگیری تمامی طنزپردازان بخصوص جناب مومنی سپاسگزارم
به نظرم مباشران شهرداری مشهد خودسرانه وبدون هیچ پشتوانه فکری این کار را انجام دادند چهره های نامدارادبیات بی جهت در ذهن وضمیر مردم نماندند که با نامگذاری یک خیابان یا مدرسه و… نام شان بماند یا برعکس در ثانی اگر می خواستید این کار را انجام دهید حد اقل به فرهنگستان ادب محول می کردید یا از وزارت ارشاد مجوز می گرفتید یا بزرگان ادبیات در دانشگاهها،شاعران و…نظر می دادندشهرداری مسئولیتش چیز دیگریست شما چه کاره ادبیاتید که نامی را سالها مانده با تحلیل واهی عوض کنید بگذارید در شرایطی که هنوز برای انتخاب روز شعر وادب به یک نقطه نظر مشترک نرسیدند مشکل دیگری درست نکنیم طبیعی است که از افراد جوابی برای کارشان ندارند پس ارسال نامه هم ….
یک پیشنهاد به شهرداری مشهد:لظفا به ادبای سانسورچی تان بفرمایید بروند هزلیات شیخ اجل سعدی شیرازی را بخوانند و به شهرداری شیراز(با عرض پوزش از مسئولان شهرداری شیراز)توصیه کنند مقبره سعدی را خرا کنند(یا خودشان اقدام کنند)
ببخشید
[پاسخ]
باشه!
[پاسخ]
سلام و درود فراوان به جناب مومنی عزیز
بلاخره سعادت نصیبم شدوتونستم بعدازمدتها دراینجا خدمت برسم وخوشحالم که حداقل به این وسیله ازجنابعالی تشکر و قدردانی کنم بخاطر لطفی که به دوستان ازجمله حقیرداشتیدوداریدومطالب ناقابل حقیر رودر آی طنز میذارید
بی نهایت سپاسگزارم
موفق و موید باشید
[پاسخ]