یاهوی درویش به feed و گوگل!
آشنایی با فید و فیدخوان
قول میدهم این توضیحات را که بخوانید خواب به چشمتان نخواهد آمد و قسم میخورید که تا ته و توی «فید» (Feed) را در نیاورید، زندگیتان را به روال عادی برنگرداید. این جانور عجیب نه تنها زندگی مجازی که زندگی واقعی شما را هم تحت تاثیر قرار میدهد. زندگی حقیقی را دیگر شرمنده. در این مورد کاری از دست من برنمیآید. البته قرار نبوده و نیست که من در «ماتینه» به تکنولوژیهای اینترنتی هم بپردازم. اما چون «فید» خیلی باحال است و ممکن است خیلی از دوستانم با این پدیدهی ملس آشنا نباشند، خواستم توضیحی بدهم، شاید رستگار شوند و البته آمار مشترکان فیدخوان من هم بالاتر برود.
البته تیتر سرکاری نبود و یک حکایت در پایان این نوشته بعنوان اشانتیون تقدیم میشود. اگر خیلی عشق حکایت هستید بروید و ابتدا آنرا بخوانید. اما پیشنهاد میکنم قدم به قدم پیش برویم.
یک چیزی را هم همین اول بگویم که تا یک اصطلاحی میشنوید، فوری نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم!
فعل مشکوک!
مثلا همین فید! اصلا سخت نیست. بلکه بندهی خدا خودش راحتکننده است. یعنی شما را راحت میکند. چه میدانم؟ هر چی این میخواهم این فعل لاکردار را درست به کار ببرم، خرابتر میشود!
فید در زبان و ادب پارسی
شاید حدس بزنید که «فید» ریشهی «مفید» است! خیر. اگر چنین حدسی زدهاید باید بگویم که واقعا برایتان متاسفم. خیلی شوت تشریف دارید. مثل این میماند که ما هم بگوییم شما شوتی و بیاییم هی لگد بزنیم به شما! البته فید مفید است، اما ریشهی آن نیست و فید هیچ ریشهای نه در زبان پارسی بلکه در هیچ کجای پارسی ندارد. الکی سعی نکنید نشان بدهید ما از زمان هخامنشیان «فید» داشتهایم!
پس بالاخره این فید چه جانوری است؟
به زبان ساده «فید» همان خروجی وبلاگ است، در یک صفحهی سفید بدون زلمبو زیمبو که به آن «خبرمایه» هم میگویند. حالا یکی بیاید این «زلمبو زیمبو» را توضیح بدهد! زلمبو زیمبو یعنی قالب وبلاگ و عکس و اینجور چیزها. حالا ما خواستیم از زبان عامیانه استفاده کنیمها. فید هم یک چیزی است مثل آب پرتقال و آبلیمو و از اینجور چیزها که وقتی سرما میخورید یا زورتان میآید یک چیزی را بجوید، عصارهاش را میخورید و تمام. فید هم با اینترنت کمسرعت و البته بیسرعت و در مرحلهی محو و فنای ایران کارتان را راحتتر میکند. فید حکم صادرات را دارد. وبلاگ و سایت فیددار در واقع درهای خود را به روی مخاطب گشوده است! وای به سایتها و وبلاگهایی که فید ندارند، یا دهشتناکتر آنکه دارند و بعد آنرا کله میکنند که همه مجبور بشوند… بیخیال شوید! تصورش هم وحشتناک است!
آیا پول هم دارد؟
بله پول هم دارد! شما ممکن است در طول روز به وبلاگها و وبسایتهای مختلفی سربزنید. گاهی تا این پایگاههای مجازی باز شوند، کارت اینترنتیتان و همراه با آن حوصلهی خودتان تمام میشود و ممکن است خسارات جبرانناپذیری بجا بگذارید. اگر هم بتوانید راحت باز کنید، ممکن است ضدحال بعدی را بخورید و در آنجا هیچ مطلب جدیدی نبینید. دو ساعت هم برای اینکه از این ضایع شدن جلوگیری کنید، چشم بچرخانید و باز هم هیچ. اما فید به این قضیه پایان میدهد. خوب این یعنی «پول هم دارد» دیگر.
حالا باید دامن چه کسی را گرفت؟
توصیه میکنم دامن گوگل را بگیرید، ول هم نکنید. شما میتوانید مثل باز کردن حساب پسانداز، یک حساب کاربری در سایتهای فیدخوان مثل گوگلریدر، pipe یا… باز کنید. البته نرمافزارهای فیدخوان هم هست که بیشتر به درد کسانی میخورد که از اینترنت تلفنی استفاده میکنند و فرت و فرت باید آنرا قطع کنند که پولش زیاد نشود. البته قول میدهم فیدخوانهای آنلاینی مثل گوگلریدر برای همین گروه هم مفیدتر باشد.
حالا نشانی «فید» آن سایتها و وبلاگها را در فیدخوان یا خبرخوان یا خوراکخوان وارد کنید. مثلا فید ماتینه http://feeds.feedburner.com/maatine و http://maatine.com/feed است.
با وارد کردن فیدها دیگر نیاز نیست گر و گر این در و آن در بزنید. این فیدخوانها مثل یک مکنده به محض اینکه مطلب تازهای روی هر کدام از سایتها و وبلاگهای مورد نظر شما برود آنرا میمکد و در فیدخوان شما نمایش میدهد. تعداد آن را هم نشان میدهد و شما میتوانید آن مطالب را همانجا بخوانید.
شما مثل یک تکه آقا یا خانم در فیدخوانتان میمانید و مطالب جدید دو دستی تقدیمتان میشود. بعد از مدتی دیگر از توی فیدخوان جم نمیخوردید و کلی کیف میکنید.
کمی رحم داشته باشید!
گاهی هم بد نیست سری به آن سایتها و وبلاگها بزنید. خواندن مطالب در خود سایت صفای دیگری دارد. مخصوصا اگر سایت سبک و با گرافیک خوب یاشد. ضمن اینکه فیدها فقط مطالب اصلی را میمکند و برخی از قسمتها فقط در خود سایتها قابل دسترسی هستند. مثلا لینکدونیها. میشود هر دو – سه روز یکبار به آن نشانیها مراجعه کرد. البته سایتهای خبری را، به نظرم بهتر است، در همان فیدخوانها بخوانید. اما میشود وبلاگهایی را که خردهکار هستند و تک تک مطلب میگذارند در فضای مفرح و دلانگیز همان وبلاگ یا سایت خواند.
محل زیست این جانور کجاست؟
توصیهی بسیار غلیظ من استفاده از فایرفاکس است که به تازگی نسخهی فارسی آن هم بصورت رسمی منتشر شده است. آیکون فید در نوار آدرس مرورگر فایرفاکس که معمولا این شکلی است
ظاهر میشود. روی همان کلیک کنید؛ کارتان حل است.
اگر از مرورگر ضایع اکسپلورر استفاده میکنید که تسلیت میگویم، کارتان در آمده. باید بگردید و RSS یا XML یا چیزهایی مثل اینها را پیدا کنید. البته باز هم نترسید به راحتی پیدا میشوند. اما با فایرفاکس هلو برو تو گلو است.
این موجود عجیب چه فایدهای دارد؟
مثل اینکه دو ساعت داشتم قصهی «کلثوم ننه» را تعریف میکردم! نگویید حالا فید را میخواهیم توی سرمان بزنیم؟! اول اینکه سرعت وبگردی شما را اضافه میکند. پس در زمان هم صرفهجویی میکند. از اعصابخردی و این حرفها هم جلوگیری میکند که نروید تلافیاش را سر دیگران در بیاورید.
فایدهی مهم دیگرش اینکه شما در وضعیت فعلی باید هر بار کلی آدرس وارد کنید که با لیست کردن فید وبلاگها و سایتها یک عمر راحت میشوید. (یکبار سرمایهگذاری، یک عمر آرامش، آسایش و از این حرفها)
یک سری فایدههای دیگر هم دارد که نمیتوانم بگویم. نگفته بماند بهتر است. هر کس خواست بگوید تا شخصی بگویم.
گوگلریدر این حسن را دارد که معمولا اگر آدرس فید را هم به آن ندهید و همان آدرس مستقیم وبلاگ یا سایت را بدهید، خودش جستجو می کند و کارتان را راه میاندازد. بچهی متواضع و خوبی است این جناب گوگل!
اگر در سایت گوگل عضو هستید، برای استفاده از فیدخوان یا خوراکخوان کارتان راحت است. میتوانید علاوه بر جیمیل از سایر امکانات آن از جمله گوگلریدر هم استفاده کنید. یک نگاهی به گزینههای بالای اکانت گوگلتان بیندازید. نوشته: Reader
اگر هم عضو نیستید که اول عضو شوید.
حکایتی دربارهی گوگلریدر!
رهگذری درویشی را دید و کرم سوال پرسیدنش گرفت و با خود همی گفت: حالا که مفت است، یک سوالی بنمایم. پرسید: اینهمه در باب فواید گوگلریدر و دیگر فیدخوانها داد سخن میدهند، پس چرا به من تسهیلات نمیدهند؟
درویش دستی به ریش بلندش کشید و گفت: آیا در سایت گوگل عضوی؟
گفت: خیر ای درویش بزرگ! در یاهو عضوم.
درویش گفتا: ای خواجه، ابتدا عضو شو بعد تقاضای تسهیلات کن! اگر به «یاهو» باشد که بایست من به آن مشتاقتر باشم. یاهو را چه به این حرفها؟! ترک یاهو کن و گوگل را بچسب.
رهگذر فریاد برآورد: گفتی گوگل؟
درویش که قدمی پیش رفته بود به نشانهی تایید گفت: یاهو!
آی بدو، فید مجانی!
یکوقت سرکسیه نکنند شما را. فید در سرتاسر کشور و جهان مجانی است. نکند به بهانهی مجانی بودن منت سرتان بگذارند و از شما توقعی داشته باشند!
معطل نکنید! با توجه به اینکه فامیلی من «مومنی» است، وبگردی و فیدخوانیتان را با نام بنده متبرک کنید و همین الان فید ماتینه را به خوراکخوان یا فیدخوانتان اضافه کنید. همه مدل داریم. از هر کدام خوشتان آمد، بردارید! اما اگر اولی را بردارید برای جامعهی آماری من بهتر است. یکوقت انتخاباتی در پیش باشد، نیاز میشود. میدانید که ما ایرانیها هستیم آمار. نباشد دق میکنیم!
دومی فید مستقیم ماتینه است که به نظر خوشگلتر است. باز هم سلیقهی شماست. (به لطف الهی مشکل آمار این یکی هم حل و نگرانی نشریت رفع شد! به قول آقای حافظ: لطف الهی بکند کار خویش!)
فید خوشگل ماتینه http://maatine.com/feed/
فیدبرنر ماتینه http://feeds.feedburner.com/maatine
پنجرهی ماتینه http://maatine.com/myLDRSS.php
فید دیدگاههای شما http://maatine.com/comments/feed
اگر خواستید دیدگاههای یک نوشته را پیگیری کنید، نشانی همان پست را در خوراکخوان وارد کنید.
در ماتینه هر دسته و بخش یک فید جداگانه دارد. دارندگی و برازندگی! ممکن است بخواهید پیگیر بخش خاصی باشید. نشانی همان دسته را وارد فیدخوان کنید. راستی گاهی موسیقی یا ویدئوهایی هم در ماتینه میگذارم که فید جداگانهای دارد.
پنجره
فید چیست و نحوه استفاده از فید | مجلهی اینترنتی پریانا
«فید» چیست و به چه کاری میآید؟! | یک پزشک
فید، وبگردی با بالاترین سرعت ممکن | یک فتحی
جوابیهای به محمدعلی مومنی در مورد فوائد فید | محمد سفری (دوستم!)



الفید و الریدر
و ما الدریک الریدر
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ ۵:۰۵ ب.ظ:
احسنت!
[پاسخ]
چه سوژه ای دادی دستم! وبلاگم رو آپ کردم با عنوان (جوابیه ای به محمد علی مومنی) فقط مانده دوستان امضا کنند و رسما برای شما بفرستیم و شما هم اصلا تحویل نگیرید!
مصاحبه ی شما با چلچراغ هم خیلی خوب بود. چندین نکته ی ظریف بین گفته هاتون بود که هر کس متوجه نمی شد. واقعا که طنز در خون شماست.
[پاسخ]
حبیبه پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۷:۰۹ ب.ظ:
آقای سفری واقعا مهم فید کی اداره میکنه؟!
ما ایرانی ها کی میخوایم ازین کارامون دست برداریم؟!
چرا همش میخوایم از ته و توی یک ماجرا سر در بیاریم؟!
چرا اصل رها میکنیم به فرع می پردازیم؟!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۹:۳۲ ب.ظ:
فید یک امکان و ابزار است. مثل لینکدونی یا هدر یا بخش های دیگر سایت. در واقع بخش مجزا یا تشکیلات خاصی نیست که بشود گفت فید را چه کسی اداره میکند. مثل پنجره است که در هر خانهای چند تا میشود پیدا کرد.
مقایسهاش با فیسبوک یا سایتهای دیگر مغلطهای بود برای شوخی با این امکان.
[پاسخ]
محمد سفری پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۳ ق.ظ:
دوست خوبم، خانم حبیبه.
راستش را می گویم من نه دقیقا با فید آشنایی دارم و نه با فیس بوک. اگر هم گفتم توسط اسرائیل اداره می شود در واقع آگاهی از این که توسط چه کسی اداره می شود ندارم و فقط آمدم تا کسانی که مدام غرض ورزانه می گویند تمام دنیا توسط اسرائیل اداره می شود را به سُخره بگیرم. نمی دانم تا آخر متن من را خوانده اید یا نه ولی منظور من همین بود که گفتم و دیگر هیچ!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱:۲۳ ق.ظ:
البته فکر میکنم یک کم کلمههای این دیدگاه جابجا شده و محمد سفری در واقع میگوید: خواستم اسرائیل که تمام دنیا را مچل کرده به سخره بگیرم!
[پاسخ]
قلم خوبی دارید. زنده باد.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۴ ب.ظ:
قلم خوبی از خودتان است!
[پاسخ]
درود بر تو
مطلب زیبایی بود . یک بار در آی طنز خوانده بودمش. ولی به دوباره خواندنش می ارزید.
سبز باشید
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ ب.ظ:
افتخار من است که آقای هالو به این خانهی نیمبند مجازی آمده است.
میفرمودید یک گاو و گوسفند مجازی، بلکه حقیقی، پای درگاه وبلاگ ذبح میکردم.
[پاسخ]
قصیــــــده ی ِ ماچّیـــــّـــه!
ماتم به برگزیدنِ یک جا برایِ ماااااچ
تا هست جمله پیکرِ آن ماه، جایِ ماااااچ!
هرچند بی صداش بُوَد خوب تر؛ ولی
کمتر ز اصل ِ ماچ، نباشد صدایِ ماااااچ!
جان را صفا دهد شکلاتِ لبانِ دوست
ای من فدای طعمِ خوش و باصفایِ ماااااچ!
بنگر که جایِ “رُز”، به لبانم نشانده است
دلبر، هزار “رُژ”، ز گل و بوته هایِ ماااااچ!
گاهی در انتها، به کتک می رسد، اُمور!
گاهی صدایِ ناله بیاید ز لایِ ماااااچ!
خوش آن زمان، که آخر بوسه “خفن” شود
وقتی منم حریفِ تو در این ادایِ ماااااچ!
چون انتهایِ ماچ، به جایِ خفن کشد
تعقیب می کنم همه جا، ردّ ِ پای ماااااچ!
این حال و حول و جنبش ِ پیوسته یِ دو لب
باشد ظهورِ پرده ای از سینمایِ ماااااچ!
آری، عجب حکایتِ توپّی است این سخن
عمری گذشته روز و شب ِ ما به پایِ ماااااچ!
گر خشک و خیس، فرق ندارد عزیز جان!
بنشین دوباره، در طلبِ انتهایِ ماااااچ!
گر یارِ نازنین، سر و جان را طلب کند
این هر دو هیچ نیست یقین، در بهایِ ماااااچ!
“بدپیله” در کلاسِ صفا و وفا، فقط
چسبیده ناقلا، به همین درس های ماااااچ!
[تعجب][چشمک][نیشخند][زبان][شیطونک]
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۷م, ۱۳۸۸ ۱:۵۱ ق.ظ:
بدپیله جان
ما خوب ماچت را گذاشتی و در رفتیها!
[پاسخ]
افتخاری است …
ممنون
[پاسخ]
آقا رسماً بازار راه انداختیها! البته به قول خودت دارندگی و برازندگی! ولی وقتی هزار تا فید پیشنهاد میدی، یهو احساس دختر دمبخت بودن دست میده به آدم! نمیدونم تا حالا تحربهش رو داشتی یا نه اما دقیقاً همینجوریه! بهش میگن این خوبه… نه، این بهتره… این چشماش درشته… این چهارشونهست… آدم هم میمونه کدوم رو انتخاب کنه که ضرر نکنه!
ما هم آخر شبی بیکار شدیم داریم مخ شما رو میخوریم… خواستم بگم پستت خیلی شیرین و خوب بود، خواستم بگم کاش من از اول مفهوم فید رو با این پست یاد میگرفتم و خواستم یه سری تعریف و تمجید دیگه هم بکنم اما دیدم اینجوری خیلی کامنتم خشک و خالی میشه. این شد که یه چیزای دیگهای هم بهش اضافه کردم و تحویل دادم!
القصه دمت گرم، عالی بود، مثل همیشه… قلمت سبز و طناز باد!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱:۲۱ ق.ظ:
نکند قصد جانم کردهای؟ یعنی چه قلمت سبز و طناز؟ یکهو بگو بیا برو فلان جا دیگر!
تعداد فیدها به این خاطر است که نعوذبالله، بلاتشبیه، همانطور که راههای متعددی به خدا بسیار است(البته با پلورالیزم دینی) بنده هم یک پلورالیزم وبلاگی ایجاد کردم؛ بلکه راههای رسیدن متعدد شود و همانطور که هیچوقت راههای رسیدن به خدا مسدود نمیشود، راههای رسیدن به ماتینه هم مسدود نشود و به اندازهی کافی راه موجود باشد. از طرفی کسی هم زیر دست و پا نماند!!
البته این خصوصیت در این شرایط به کار میآید و اگر خیال آدم راحت باشد، مثل بچهی آدم یک فید معرفی میکند.
به هر حال از لطفت ممنونم و از لینکت به این نوشته ممنونتر!
[پاسخ]
این مطلبی که تو آی طنز نوشتید راجع به جشنواره طنز و بالای ۴۰ سال و اینها جیگرم را حال آورد ! آخراش دیگه حرف دل ما بود … قلمت پرچم ایرانی !!
[پاسخ]
محمدعلی پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ۲:۲۹ ب.ظ:
خواهش میکنم.
دیگر دیواری کوتاهتر از دیوار آقای بنیانیان پیدا نکردم. شاید چون میدانم میشنود. این حسن کمی نیست. حالا ممکن است هر کدام از ما نظراتی داشته باشیم.
[پاسخ]
بیشتر از فید از انرژی و هیجان شما موقع نوشتن این پست خوشمان امد…. lol
خارج از شوخی ممنون از پست بسیار مفید و جامعی که راجع به این جانور تازه وارد نوشتید
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۹م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۷ ق.ظ:
بعضی از دوستانم میگویند انرژیات در «ماتینه» بیشتر از چیزی است که در دنیای واقعی میبینیم. باور نمیکردم.
ممنون از شما و لطفتان. پس اگر اهل فید هستید…
[پاسخ]
سلام
وبلاگ جالبی دارین، مثل مطالبی که تو آیطنزمی نویسین، آخه من ار اونجا شما رو میشناسم، بعضی وقتا یک سری به اونجا میزنم.
البته یک مطلب هم برای آقا/خانم آیطنز ایمیل کردم، که خدا را شکر در لینکدونی قرار گرفت.
نکته جالب اینجا اینکه، شما برای همه کامنتها جواب میذارین، یا وقت زیاد دارین یا خیلی اهمیت می دین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
محمدعلی پاسخ در تاريخ آذر ۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۹ ب.ظ:
م.صادق, هر دو! اهمیت به دوستانی که به من اهمیت دادن، و بعد وقت زیاد که نه، یک کم روم زیاده. وقت کم میارم بعد دست و پام میپیچه توی هم. (پروبازی هم اسمش میشه. روزی ۴-۵ ساعت خواب!) البته بیکار بودن را تائید میکنم. بیمه هم ندارم.
ازلطف شما سپاسگزارم.
[پاسخ]
salam agha mohammadali,ba in tanze ghavi va neveshtari ghavitar,sar kisaro,sar kasiye type kardin ! goftin age kasi bekhad, betore khosoosi favayede bishtari az feedo behesh migin,agha ma dar khedmatim (albateh kheyli khosoosi )
[پاسخ]
akh akh,alan behem motezaker shodan ke betore khosoosi nemishe,ya man va ya shoma bayad hamrah dashteh bashim !
[پاسخ]
salam.vaghean merc babate in rahnemaee.yani damet hot,
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۹ ۱:۱۳ ق.ظ:
دم شما بیشتر!
[پاسخ]