زرویی نصرآباد و پیپ و متون کلاسیک طنز
اتفاق جدی در حوزهی طنز، که چندان جدی گرفته نمیشود، کوچک نیست. حوزهای که سهل انگاشته میشود، حتی توسط اهالی آن. هر چند شاید بخشی از این سهلانگاری به خصوصیت ذاتی ما ایرانیها مربوط باشد که اهل شوخطبعی هستیم و خیلی چیزها را شوخی میگیریم. شوخی هم که ایهام دارد. معنای غیرمکتوبش «سر سری گرفتن» است. اما به نظرم باید کم کم دربارهی بخشی از خصوصیاتمان تجدید نظر کنیم. از جمله ربط دادن خیلی از کارها و هنرها به جوشش و ذاتی بودن آنها.
جملهی ادیسون را که یادتان هست؟ «نبوغ یک درصد ماجراست؛ ۹۹درصد آن عرق ریختن است». در دنیای امروز دیگر هیچکس نمیتواند منکر اهمیت آموزش و یادگیری باشد. (بگذریم از بعضی استثناها!) دانشگاهها و آموزشگاههای مختلف، نهادهایی هستند برای توجه به همین موضوع.
حالا اگر این اتفاق یعنی توجه به آموزش در حوزهی طنز باشد، باید آنرا به فال نیک گرفت. اتفاقی که پیش از این در بهترین حالت بصورت کارگاههای یک روزه در حاشیهی جشنوارهها شکل میگرفتند.
اما از اردیبهشت امسال کانون ادبیات ایران کارگاهی را شکل داده است تا در آن متون کلاسیک طنز ایران بازخوانی شود و برای این کارگاه «ابوالفضل زرویی نصرآباد»، یکی از برجستهترین طنزپردازان معاصر کشور، را نیز دعوت کرد.
توجه به متون کلاسیک در سایر ژانرها ضروری است. متون کلاسیک علاوه بر انتقال مفاهیم تاریخی، دادههای ذهنی را پرداخت میکند، و الگوهای زبانی را برمیسازد.
بیتوجهی به متون کلاسیک، در ذهن، عمارتی سست بنیاد میکند. بازخوانی این متنها بدون راهنما ممکن نیست. همههای اطلاعات را نمیتوان از لغتنامهها و فرهنگها استخراج کرد. آنهم در جامعهی ایرانی که فرهنگ شفاهی جایگاه ویژهای دارد.
زرویی نصرآباد کسی است که متون کلاسیک را به خوبی میشناسد و این موضوع بازخوانی کارگاهی متون کلاسیک را آسان میکند. شاید هم بتوان گفت: زرویی نصرآباد زمینهساز کاهش ساعات مطالعه بشود و بهتر است علامندان بروند دنبال منابع، لغتنامهها و فرهنگنامهها و خلاصه دود چراغ بخورند. اما به نظرم این یک تله است!
علاوه بر اینها این کارگاه فرصت خوبی است که طنزپردازها بیشتر با هم آشنا شوند و به سبک سیاسیون راههای تعمیق روابط را بررسی کنند!
زرویی نصرآباد هم به شیوهای مردمسالارانه (همان دموکراتیک. محض رعایت حال بعضی از عزیزان معادل نامعادل پارسیاش را گفتم) کارگاه را اداره میکند. او برای من و خیلیهای دیگر چه در حوزهی طنز یا حوزهای دیگر دوستداشتنی است.
با حجب و حیایی که از او سراغ داریم این جلسهها دیدنی و شنیدنی است. جلسههایی که عارفنامهی آدم بیتربیتی به نام ایرج میرزا بازخوانی میشود. پیش از عارفنامه دو کتاب لطایفالطوایف و نوادر بررسی شدند.
آقای زرویی چنان گرم خواندن این متنها میشود که گاهی ساعتی از وقت کارگاه هم پیش میرود. با تعطیلی کارگاه تازه پیپ زرویی روشن میشود. گمان میکنم از اثرات ایرج میرزا باشد.
موضوع کارگاه و گردانندهی آن دلیلی است که هر هفته پنجاه کیلومتر ناقابل را طی کنم تا دو ساعتی در حضور ایشان باشم. باور دارم کسانی مثل او حتی در جایی غیر از کلاس و هدفی غیر از آموزش و یادگیری هم به چون منی زاویهی دید میدهد.
باز هم حضور در این کارگاه آرام و بدون هدف تبلیغاتی را به طنزپردازان، نطنزپردازان(جدینویسان)، طنزناپردازان(کسانی که نمینویسند و فقط استفاده میکنند) و نطنزناپردازان(کسانی که نه طنز، نه جدی نمینویسند و فقط مصرفکننده هستند)، توصیه میکنم.
یکشنبهها ساعت ۱۷:۳۰ تا هر وقت ترمز آقای زرویی عمل کند! که معمولا ۱۹:۳۰ این اتفاق میافتد. البته او میگوید: من از ساعت ۴ بعد از ظهر تا ۶ صبح روز بعد میتوانم در خدمت باشم!

درود میخو بر محمد علی مؤمنی
ای محمد علی مؤمنی؛ نامهای که ایرج آل احمد به میخو فرستاده را دریاب:
«پاسخ ایرج میرزا به شهردار مشهد»
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ ۰۱:۲۹:
ممنون از اطلاع دادنت.
به روی چشم.
[پاسخ]
استاد فقط استاد زرویی
خدا حفظشان کند
ممنون که انقدر خوب نوشتید آقای مومنی
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ ۰۱:۰۸:
خواهش میکنم خانم امیری
نوشتن با موضوع «زرویی نصرآباد» نه کاری است خرد!
[پاسخ]
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل! فاصله ی ما کمی بیشتر از ۵۰ کیلومتر است! افسوس.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ ۰۱:۱۰:
البته حضور در کارگاه میتواند مفید باشد. اما مطالعهی آثار ارزشمند آقای زرویی هم حکم آموزشی مفید را دارد.
امیدوارم آقای زرویی گاهی به مراکز استانها هم برود.
[پاسخ]
بابا من می خواستم خرما بر نخیل رو بنویسم دیدم این ممد سفری نوشته ! یک بار هم خواستیم کامنت بگذاریم اینطوری به ورطه تکرار افتادیم !
بله ! دست ما کوتاه است (حالا انگار با دستمان می خواهیم چه کار کنیم) و شما نایب الزیاره باش !
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ ۰۱:۱۱:
اشکال نداره. از هر دو قبول میکنیم این جمله را!
بله حتما. سلامتان را به ایشان میرسانم، حتما
[پاسخ]
به روزم برادر…
به نظر میرسد موسسهای که این آمار را اعلام کرده است با ما خصومت شخصی داشته، چون عمدا شاخص خود را فاکتورهایی قرار داده است که تعجب میکنیم چطور ۹ کشور پس از ما قرار گرفتهاند!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ ۰۱:۱۱:
برادر؟!
[پاسخ]
این اطلاع رسانی را دریابید و حالش را ببرید!
این کلاس نه فقط بازخوانی متون طنز کلاسیک است بلکه بازخوانی متون مشروطه، تاریخ ادبیات، تاریخ سیاست و خیلی تاریخ های دیگر است!
خلاصش میخوام بگم خیلی چیزا مجانی یادمون میده!
آخ این مجانی بودنش میچسبه!!!
[پاسخ]
محمدعلی پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ ۲۰:۰۳:
بله بله. مجانی بودنش را یادم رفت بگویم. حالا پینوشت میکنم آخر نوشته.
[پاسخ]
کاش می شد به ما هم یک کمی حالت کلاسیک دست می داد!
جای ما خالی.
زیارت طنزپردازان هم کم از زیارت اهل قبور نیست!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۱۹م, ۱۳۸۸ ۰۰:۰۰:
آقای کاکه زدی توی خال!
[پاسخ]
سلام
اولا که پست جالب انگیز ناکی بود
دوما مار و نمیبینی خوش میگذره؟
سوما ببخشید که دیر به دیر سر می زنم این روزها فرصت سر زدن به خودم را هم ندارم
چهارما دورد بر شما
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ ۰۰:۱۰:
نه! واقعا بدون شما خوش نمیگذرد. اتفاقا متوجه بودم که وبلاگت هم کمتر به روز می شود.
امیدوارم در هر حال و ساعت خوش باشی، آرش جان.
[پاسخ]
بنده به جلسه اول این جلسات با رمز “یا زهرا” خودم را رساندم ، اما از آنجا که جلسه اول بود تنها در آن به بحث راجع به اینکه چه کتابهایی را اول بخوانیم و … گذشت و از هفته بعد هم چون رمز لو رفته بود ، کار نکرد و نتوانستم حضور داشته باشم. به هر حال در همان جلسه اول هم برای بنده باعث افتخار بود که کیف استاد زرویی را نگه داشتم و ایشان به سرویس بهداشتی مراجعه کردند. از هرچه بگذریم ، سلام بنده را برسانید البته لطفا ً.
[پاسخ]
سلام منظور از امسال اردیبهشت ۸۹ است؟ اگر بله لطفا اعلام کنید چطور می توانیم به عنوان نطنذ ناپرداز شرکت کنیم
ممنون
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۵م, ۱۳۸۸ ۰۲:۳۳:
این کارگاه از اردیبهشت ۸۸ آغاز شده و همچنان به کارش ادامه میدهد.
برای شرکت هم خیلی ساده عصر یکشنبهها از اطرافیان خداحافظی میکنید و میروید به کانون ادبیات ایران.
این هم نشانیاش: تهران، میدان هفت تیر، خیابان مفتح جنوبی، کوچهی اردلان (روبروی ورزشگاه شیرودی) ، پلاک ۲۵
[پاسخ]
اصلاح میکنم نطنز ناپرداز خیلی هم بی سواد نیستم کلیدهارو قاطی کردم
[پاسخ]
سلام به عنوان یک نطنزناپرداز علاقمند چطور می توانم در این کارگاه شرکت کنم؟
[پاسخ]
جناب مومنی بسیار ممنون از لطف شما
[پاسخ]