امضاء برای ایرج میرزا
| توضیحاتی دربارهی بیانیهی جمعی از طنزپردازان+متن بیانیه |
حتما در خبرها خواندهاید که شهرداری مشهد نام بلوار ایرج میرزا را تغییر دادهاست؟! به چه نامی؟ «جلال آل احمد»!
درست است که شهر در دست شهرداری است. اما کسی نگفته که آنها با متخصصان و آگاهان مشورت نکنند. اگر به مشورت تن میدادند، شاید نام بلوار تغییر نمیکرد، یا اگر تغییر میکرد، «جلال آل احمد» نمیشد. شاید هم بروند ته و توی کار جلال را هم در بیاورند و با او نیز چنین کنند که با ایرج کردند.
موضوعی که قابل توجه و تاسف است، نه تغییر نام، بلکه توضیحات ناشیانهای است که در قطع بزرگی چاپ و در بلوار نصب کردهاند.
در اعتراض به این نوع نگرش شهرداری مشهد، بیانیهای به نگارش درآمده و به جمعی از طنزپردازان ارائه شده است. متن آنرا پس از این توضیحات آوردهام.
بنا بود انتشار بیانیه در سایت «آی طنز» – پایگاه طنز و فکاهی پارسیزبانان – صورت بگیرد. اما ترجیح دادیم نخست آنرا به محک و نظر دوستان طنزپرداز بگذاریم و بعد از جمعآوری امضا، به «آی طنز» بسپاریم.
برای امضاء بیانیه لطفا نام، نامخانوادگی و نشانی وبلاگتان را(البته اگر صاحب وبلاگ هستید)، به ایمیل من Momeni AT maatine.com بفرستید یا در بخش نظرهای این پست اعلام کنید.
هر کس متن این بیانیه را در وبلاگش بازنشر یا لینک بدهد، به تاثیر، نفوذ و اطلاعرسانی کمک شایانی خواهد کرد.
این کوچکترین کاری است که میتوان برای پاسداشت حریم فرهنگ، ادبیات و طنز انجام داد.

.: خدا :.
بیانیهی جمعی از طنزپردازان در اعتراض به اقدام موهن شهرداری مشهد
شهرداری مشهد نام بلوار «ایرج میرزا» را در این شهر تغییر داده است و در توجیه اقدام خود بر روی پردهی بزرگی، در یکی از معابر، اطلاعیهای را منتشر نموده که از آن برداشتی جز عدم آگاهی از شاخصههای فرهنگی و ادبی چیز دیگری استنباط نمیشود. آنچه بیش از تغییر نام بلوار تاسفبرانگیز است، توضیحات نامناسب، ناآگانه و اهانتآمیز دربارهی این چهرهی ادبی است.
ادبیات محل بازآفرینی و انعکاس واقعیات جامعه است. این انعکاس در آثار بسیاری از چهرههای کهن و معاصر کشور به چشم میخورد. با دیدگاه شهرداری مشهد باید نام بسیاری از خیابانها، میادین و ابنیه را در سطح کشور تغییر داد. زیرا که سعدی، مولانا، عبید زاکانی و بسیاری دیگر از ستارگان ادبیات ایران در آثار خود نکاتی را انعکاس دادهاند که ممکن است با سلیقهی کسانی همخوانی نداشته باشد. اما معیار رویارویی با مفاخر فرهنگی نباید سلیقهی فردی یا گروهی در یک محدودهی مکانی و زمانی باشد. میزان اعتبار فرهنگی هر شخصیتی در عرصهی ناخودآگاه جمعی و تاریخی یک ملت تعیین میشود.
ما جمعی از طنزپردازان ضمن اظهار تاسف از این اقدام غیرفرهنگی و اعتراض به آن، از شهرداری و شورای شهر مشهد میخواهیم از این پس در مواجهه با مفاخرکشور با احتیاط و آگاهی بیشتری روبرو شود و ضمن بازگرداندن نام «ایرج میرزا» به این بلوار، بخاطر اقدام ناصواب و ناصحیح خود عذرخواهی نمایند.
امضاکنندگان بیانیه (تا این لحظه و بهترتیب زمان درج امضاء)
۱-مهدی استاد احمد ۲-نسیم عرب امیری ۳-محمدرضا ستوده ۴-مهدی کفاش ۵-سید ابراهیم نبوی ۶-فاضل ترکمن ۷-محمدعلی مومنی ۸-محمود فرجامی ۹-محمد فکری ۱۰-سهراب گلهاشم ۱۱-شیما شفیعی ۱۲-وحید نیکگو ۱۳-رضا ساکی ۱۴-پوریا عالمی ۱۵-محمدرضا عالیپیام ۱۶-محمد جاوید ۱۷-ابوالفضل بنائیان ۱۸-کاکه تیغون ۱۹-کسری عباسآبادی ۲۰-مهدی آزاده ۲۱-عبدالواحد رفیعی ۲۲-حامد حبیبی ۲۳-حامد تاملی ۲۴-محسن اشتیاقی ۲۵-معصومه پاکروان ۲۶-مهرداد صدقی ۲۷-احمد شریفی زمیدانی ۲۸-همایون حسینیان ۲۹-میلاد خوشخو ۳۰-ارژنگ حاتمی ۳۱-عبدالقادر بلوچ ۳۲-علی مرسلی ۳۳-ابوالفضل رنجبرراد ۳۴-کریم پورحمزاوی ۳۵-آتبین محبتی ۳۶-نازنین جمشیدی ۳۷-آرش فرهنگپژوه ۳۸-احسان آهنی ۳۹-مجید رحمانی صانع ۴۰-شهرام شهیدی ۴۱-سعیده موسویزاده ۴۲-وحید میرزایی ۴۳-سامان فیروزی ۴۴-حسین رضویفرد ۴۵-مرتضی قربانی ۴۶-آرش فروزنده ۴۷-سیما بلورچی ۴۸-شیما آبگینه ۴۹-احسان پیربرناش ۵۰-علیرضا رضایی ۵۱-فرزام الفت ۵۲-محمدرضا حسینی ۵۳-حسین ناژفر ۵۴-محمد زرهساز ۵۵-ابوالفضل رودگر ۵۶-محمد سفری ۵۷-افشین گلکار ۵۸-علی رستگار ۵۹-مرمر الفت ۶۰-سمیه رشیدی ۶۱-هومن معین
.
بازنشر در: زندگی شاید همین باشد | ذهنیت | هفت | مسافر | باران در دهان نیمه باز | آیطنز | گندم | بلوچ | رنگکلام | الکشکیّــات فـی السّیاسیّــات | آوای خیال | اخشراش | alireza cartoon | یادداشتهای یک جزیره | چرند و پرند | تنهادوست | سیخونک | با گریه خندیدن | صلح سپید | دیوار | حرف دل آزادی
پینوشت: ۱-با سپاس از همهی طنزپردازان و علاقمندان به فرهنگ، ادبیات و هنر کشور، مرحلهی امضاء بیانیه را به پایان میرسانیم و آنرا به شهرداری و شورای شهر مشهد ارسال میکنیم. البته امکان درج نظر در بخش دیدگاه این نوشتار همچنان برقرار است. ممکن است نامی با سهلانگاری از فهرست بیرون مانده باشد. اگر بیانیه را امضاء کردهاید و نامتان در فهرست درج نشده است، به من یادآوری کنید.
۲-پاسخ شهرداری مشهد به همین بیانیه: ایرج میرزا منفور است!



عجب عقلی دارن . حالا چرا جلال آل احمد گذاشتن ؟؟؟؟؟؟؟؟//
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۸ ق.ظ:
شاید چون جلال ابتدا کمونیست بود و بعد به راه راست «هدایت» شد!
[پاسخ]
آزاده پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۵ ب.ظ:
منظورت ا ینه از راه راست منحرف شد دیگه
[پاسخ]
از این حکومت سراسر جهل و فرهنگ ستیز بیش از این نمی شود انتظار داشت. اما اگر از دید دیگری به این موضوع نگاه کنیم اتفاقا فکر می کنم این حرکت و در کنار آن نوشتن چنین توضیح مسخره ای نقش مهمی در آشنایی بیشتر اقشار مختلف مردم با آثار ایرج میرزا داشته باشد. در این دوره سانسورهای بی شرمانه ادبی و بستن درهای اینترنت به روی مردم طبیعی است که هر کس بعد از خواندن چنین توضیحاتی در مورد اشعار ایرج میرزا میل بی حدی برای خواندن آثار او پیدا خواهد کرد. هر کاری که این حکومت کند در نهایت به نفع ماست.
[پاسخ]
من با اقدام شهرداری مشهد موافقم . نام خیابانها نشان دهنده فرهنگ و تاریخ این مردم است به نظر من باید نام باشگاه ابومسلم مشهد را هم عوض کنند چرا که ابومسلم خراسانی از دشمنان امام صادق(ع) و ائمه اطهار بوده است.
[پاسخ]
درود،
اتفاقا من هم تو همین بولوار زندگی میکنم. نه تنها من بلکه انسان های فرهیخته از این کار نا راحت شدند. مشکل ماست که افراد بی سلیقه مسئول ما شدند.
[پاسخ]
من ایرج میرزا را نمیشناسم به صورت اتفاقی با این مطلب مواجه شدم.
از این افسوس میخورم که با یک تصمیم عجولانه چه طور وقت یک قشر جامعه را ضایع میکنند.
و چه راحت قضاوت میکنند. و قضاوت خود را این چنین با قاطعیت برای مردم منتشر میکنند.
[پاسخ]
دین ستیزی بهتر است با دین گریزی؟
حالا که نمی گذاریم انسان های دین ستیز زنده بمانند
دیگر دین گریز نسازیم!!!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۸ ب.ظ:
کارخانهی دینگریزساز سالهاست با تولید انبوه فعال است!
[پاسخ]
اولا واقعا تاسف
دوما صادق هدایت میگه گاهی زخمهای مثله خوره روح را میخوره یعنی چی؟
یعنی شما هم اگر خاطره بدی از یک نفر داشتید که مثله خوره میشد حتما نمیذاشتید اسم طرف روی یک میدان باشد
اشاره میکنم که این خاطرات بد شهردار مشهد مربوط به…
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ بهمن ۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۰ ب.ظ:
مجبور به تعدیل نظر شما شدم. معمولا نظر مخاطبان را ویرایش نمیکنم، شاید یکی دو مورد در سال. حتی از کنار نظرات تند سیاسی یا … می گذرم. اما مایل نیستم حریم ماتینه و دوستانی که بهاین وبلاگ میآیند به حرفهای ناشایست آلوده شود.
آیا با شیوهی غیرفرهنگی میشود، رفتارهای غیرفرهنگی را نقد کرد؟
[پاسخ]
تنها مشکل کشور همین بود که بحمدالله حل شد
[پاسخ]
باید جلوی این توهین ها رو بگیریم وگر نه فردا به تموم شخصیت های کشورمون توهین می کنند
[پاسخ]
فکر می کنم دیگه خون آریایی تو رگهای مسئولین جریان نداره.واستون متاسفم
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۷ ق.ظ:
بالاخره برای چون منی متاسفی یا توهین کنندهها؟
البته توهین مظاهر مختلفی دارد که بیتوجهی به نخبگان موجود یا درگذشته نیز میتواند نمونهای از آن باشد.
[پاسخ]
من خودم چند سالی در مشهد زندگی کرده ام و بیشترین میزان انحرافات جنسی هم را ازطریق منابع موثق در مشهد و استان خراسان یافته ام ( نسبت به گیلان و شیراز که در آن بوده ام ) نمی خواهم به خراسانیان هم توهین کنم ولی برای بیشتر مردان متاهل مشهد ( در خفاء) ارتباط با زنان و دختران به جز همسر قانونی خود جزو افتخارات است. در شهرستان چناران و احتمالا در مشهد بیشترین میزان ارتباط با محارم شایعه است . با چند سئوال از دختران دبستان و راهنمایی و دبیرستانهای چناران و مشهد صحت گفته من را امتحان کنید .شعر های مسئله دار ایرج ( از نظر مشهدی ها !!!) را خیلی وقت پیش خوانده ام و فقط کلیات مبهمی را به خاطر دارم ولی با همه این اوصاف با توجه به انتقادات جالبی و به جایی که او در این شعر ها از محجبه های دریوزه کرده باید هم شهرداری مشهد که شمار قابل قبولی از شهروندانش حجاب خوبی دارند ( چه مرد و چه زن) ولی عفاف شان لکه دار ، تحمل نام منتقد تیزبینی چون ایرج میرزا که دست روی بزرگترین نقطه ضعف این جماعت گذاشته ، غیر ممکن باشد . پیشنهاد من به این جماعت این است که نام سعدی ، عبید زاکانی( به خاطر الفاظ رکیک یا واقعیات زندگی ما ایرانیان) ، بو علی سینا ( زیاده روی در شرابخواری) ، حافظ ( به دلیل کفرگویی و توهین به ارکان نماز) و بسیاری دیگر را به دلیل اشاعه فحشاء و سایر گناهان کبیره ازروی تمام خیابانهای کشور پاک نمایند!!! والبته سخن با تحجر بسیار است .
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت (منظور حافظ، دست خداست ؟)
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۳ ق.ظ:
یکی از خطاهای ما این است که منطقهی جغرافیایی را «مقدس» می خوانیم و در پرتو کلمهی مقدس امکان جریان پیدا کردن بعضی از نیازها و رفتارهای طبیعی انسانی سلب میشود. البته آن نیازها و رفتارها محو نمیشوند و از شکلی به شکل دیگر تغییر می کنند و البته مخفیکار رواج پیدا میکند.
[پاسخ]
اقا مهدی اگر از ایرج میرزا خوشت میاد و دوستان روشن فکر شما برای کسی که عفت وپاکی شعر را د ر اشعار مستهجن خود از بین برده می سوزد بدسیت که یکی از ابیات ایشان را بنویس تا خود مردم قضاوت کنند
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۹ ۲:۴۴ ق.ظ:
تکرار مکررات هست اگر بگم که در مثنوی مولانا و دیگران هم عبارات رکیک هست. آیا این نباید محل سوال باشد که هدف از آوردن کلمهای رکیک در شعر مولانا یا ایرج چیست. آیا بگراند اجتماعی و تاریخی آن شعر مد نظر قرار میگیرد؟
اصلا موضوع قضاوت نیست. بحث بررسی و توجه به آثار است. با ویژگیهای مختلف.
[پاسخ]
این است که پیش خالق و خلق //طاب علوم رو سفیدند
با این علما هنوز مردم//از رونق ملک ناامیدند ایرج میرزا
اگر خیلی فکر هستید خیابانی در شیراز نامگذاری شده به نام فتح الفتوح این نام جنگ اعراب است که به ایران حمله و در مسیر خود همه را به خاک و خون کشیدن و بیشترین جنایت که در تاریخ ثبت شده حمله به ناموس ایرانیان است
[پاسخ]
اگر این حکومت چنین شهرداری هایی نداشته باشد باید تعجب کرد .
[پاسخ]
یک شعر از ایرج میرزا که بی ربط به این موضوع نیست:
جز گه و گند و کثافت چیزی اندر این شهر ندیدم بنده * هر کجا شهر مسلمانان است از گه و گند بود آکنده *
[پاسخ]