رمزگان ربنا
رمضان اگر برای همه از لحظهی دیدن ماه آغاز میشود، یا از ساعت ۲۴ یا سفرهی سحر، برای من از سفرهی افطار آغاز میشود. از لحظهای که «مثنویخوانی» و «ربنا» به گوشم برسد. دوران کودکی نمیدانستم «ربنا» را چه کسی خوانده است. اما دوستش داشتم. ربنا من را یاد سفرهی افطاری میاندازد که در خانهی یکی از دراویش تهران گسترده بود. «مثنویخوانی» که از بلندگو پخش میشد همراه بود با ریزش باران. زیر سقف برزنتی که آب از آن چکه میکرد.
آن روزها از این حسابکشیها سر در نمیآوردم که ربنا را برای جنبشی و اعتراضی و خوانندهاش بشنوم. اگر نشانهها به واسطهی تکرار شکل بگیرند و ماندگار شوند، گویا «ربنا» با همان یکبار شنیدن نشانه میشود.
نشانهی رمضان ایرانی همین «ربنا»ست. هر چند اگر گفته باشند که ربنا پخش نمیشود، اما وقتی میخواهند یک آنونس بسازند و آمدن رمضان را تبریک بگویند، ناچار باید از نشانههایی استفاده کنند که به سرعت فضای رمضان را تداعی کند. یا برای سریالها و فیلمها و همسان با سایر تدابیر فنی و تصویری، پای موسیقی و صدا نیز در میان است. میبینید که در سریالها موسیقی لحظهی افطار ربناست.
بلندگوهای مساجد هم از این قاعده مستثنی نیستند. در طول سال نغمهی مناجات و اذان از بلندگوها به گوش میرسد. اما ربنایی باید تا مسجد و رسانهاش در انتقال پیام و معنا و ایجاد تمایز موفق باشد.
حال با چنین معناهای گستردهای که بصورت رمزگانی منتقل میشود، آیا میتوان این مناجات زیبا را نادیده و ناشنیده گرفت؟
رسانههای موفق در سرتاسر دنیا هزینههای بسیاری پرداخت میکنند تا بتوانند با بهرهگیری از نشانههایی که به فرهنگ عمومی متعلقند، به فشردگی معنا و تسهیل در انتقال پیام کمک کنند.
رسانه برای ادامهی حیات خود به نشانه های فرهنگی نیازمند است و بی آن از معنا تهی است.
رسانه ملی باید عصارهی خواست عمومی باشد. فرد فرد شهروندان پیکرهی رسانه را تشکیل میدهند. بدون آنها رسانه چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ همین است که وقتی رسانه به نشانههای عمومی بیتوجهی میکند، جامعه به روشهای مختلف آن اثر را در خود میپروراند وگسترش میدهد.
آیا بیتوجهی رادیو و تلویزیون آهنگهای فولکلور را از ذهن و زبان مردم ربود؟ رسانه از آهنگهای بسیاری بهره نبرده است؛ اما در نابترین لحظهها زمزمه میشوند.
فرهنگ تابع بخشنامه و دستور نیست که کسی بگوید: «وظیفه داریم از حساسیتها نسبت به ربنا بکاهیم.» گذر زمان و تغییرات فرهنگی سرنوشت یک نشانه، اثر و معنای فرهنگی را تعیین میکند. گاهی بازتولید اثر نیز چاره کار نیست. آیا خوانندههای مختلف به رسانهی متمرکز دعوت میشوند که پیامهایی که در بستر زمان به اثری چون ربنا اقزوده شده است را بازآفرینی کنند؟! گمان نمیکنم در یک رودخانه دوبار بتوان پاگذارد!
امروز که رسانه آن معنای متمرکز را هم ندارد. رسانههای متعددی هستند که مخاطب در تولید محتوای آن شریک است. پس بیاعتنا به تمایل رسانهی مرکزی «ربنا» را در وبلاگها و وبسایتها منتشر میکند. زنگ موبایلها با هر ارتباط ربنا میشود، و از این تلفن همراه به آن تلفن همراه میرود. مثل «شلهزرد»هایی که از این خانه به آن خانه میرود. «ربنا» یک نشانهی موسیقایی ایرانی است. در گذر زمان معنایی بر نشانهای افزوده یا از آن کاسته میشود. ربنا اکنون معناهای جدیدی با خود حمل میکند. ربنا یک مناجات با لحن ایرانی است. آنگونه که اذان موذنزاده.
پنجره
دانلود «ربنا» | محمدرضا شجریان
دانلود «مثنوی افشاری» | صدای محمدرضا شجریان
گزیدهای از «ربنا» | مثنویخوانی | دانلود برای زنگ تلفن همراه
ربّنا أَفرغ علینا صبراً | وبسایت شجریانیها
پروندهی ویژهی ربنا | وبلاگ همایون شجریان
ناخودآگاه ایرانی | ماتینه
از تهی سرشار | ماتینه
ربنای افطار شجریان و امنیت ملی | فرزانه روستایی
نشانهی رمضان ایرانی همین «ربنا»ست! | بازنشر این نوشته در ۳۰میل
وبلاگهایی که فرصتی برای هماندیشیاند | سیبستان


سلام،
ترجیح می دادم لج کنند و «ربّنا» رمضان امسال پخش نشود تا شیفتگان صدا و سیما و باورمندان قسم خورده ی آن رمضان بی ربنا را تجربه کنند. پخش نشدنش می توانست نتایج خوبی در آگاه کردن خیلیها داشته باشد.
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ شهریور ۲م, ۱۳۸۸ ۰۲:۱۳:
از منظری، بله. اما واقعیت این است که گسست فرهنگی عجیبی در حال روی دادن است. این گسست فرهنگی بخشی از اثرهایش را در همین وقایع اخیر و برخی رفتارها نشان داد.
تنها این محورهای تمرکز هویتی میتوانند ما را از خطرات شکافهای فرهنگی نجات بدهند.
[پاسخ]
همان طور که من و شما تا بچه بودیم نمی دانستیم ربنا را چه کسی خوانده بسیاری از ایرانیان هم هنوز نمی دانند. اتفاقا همان گسست فرهنگی که شما به آن اشاره می کنید در صورتی قابل ترمیم است که هر دو طرف این شکاف واقف به آن باشند و بخواهند رفعش کنند. عدم پخش آن یک تلنگر جدی می شد به همه ی کسانی که موسیقی و معنویت را در تضاد با یکدیگر می دانند و تازه با حذفش سوال می کردند که چرا و جواب می شنیدند چون شجریان… . به این ترتیب و بر اساس مبانی اعتقادی آنه پارادوکسی در ذهنشان شکل می گرفت که نیاز به پاسخ و توضیح داشت. نتیجه ی آن هر چه بود حداقل ما را یک قدم به هم نزدیک تر می کرد.
[پاسخ]
دیشب وقت اذان دلم شدید ربنا میخواست هی شبکه ها رو این ور اون ور کردم بالاخره دیدم شبکه اول داره پخش می کنه قند در دلم آب شد که امسالم روزم با ربنا و صدای موذن زاده باز میکنم این توام بودن هر دو با هم بهم می چسبه!
حس عجیبی به آدم میده!
دمش گرم و سرش خوش باد…
[پاسخ]
سلام
خیلی بسیار جالب بود
[پاسخ]
البته لطف کردن گفتن بصورت محدود پخشش میکنیم!
[پاسخ]
ترجیح می دهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم .
علی شریعتی مزینانی
[پاسخ]
آفرین.کاش همینطور بود. کاش مردم می فهمیدن. کاش ۱ذره بیدار می شدند . کاش..کاشوو
[پاسخ]
اگر برداشت سیاسی نکردید شکر خدا کنید!
[پاسخ]
بازجو : کی قراره بریزید توی خیابون..! کی ..هان؟؟؟
گفتم: کیهان..؟
گفت:آره کی هان…
[پاسخ]
اولین کسی که مایل بودم عکسش رو به در و دیوار بزنم حسین پناهی بود ، اما ذاتم اجازه نداد،از عکس و عکس بازی خوشم نمی اومد ،عکس تمام اونایی که دوست داشتم توی آلبومی بود که توی دلم بود،پدرم،مادرم،همسرم،فرزندم،شاملو ،شریعتی،سپهری،حتی خاتمی…
امروز که ی کم دقت کردم، دیدم عکسی که ۵۰ روزه توی جیبم لبخند میزنه چقدر شبیه میر…
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۸۸ ۱۹:۵۸:
آن عکس کسی نیست. آن تصویری از یک مفهوم است.
مفهوم زیبای آزادی
آی آزادی، آزادی، آزادی…
[پاسخ]
ربنا! ربنا! حمایتت می کنیم…
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸:
ربنا هم متقابلا از شما تشکر کرد!
[پاسخ]
ما مردم ایران آدم های کلن یه جوریی هستیم.
نمونش همین دعای ربنا و گفتن اینکه نشانه رمضان هست و …
یه باز توی یه سایتی خوندم به نشانه اعتراض به پخش نشدن اون توی کامپیوتر ربنا رو پخش کردم و صدای اونو زیاد کردم!!!
مردم ما عادت دارن از همه چیز یه بت بسازن و اونو بپرستن.
شجریان خوب یعنی عالی اما نه این قدر که این قدر اونو بزرگ کنیم که این حرفا رو راجع به نشانه ماه رمضان و … رو راجع به اون بگیم
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ شهریور ۶م, ۱۳۸۸ ۰۰:۰۷:
اگر دقت کرده باشید در متن این نوشتار حتی یکبار هم نامی از آقای شجریان به میان نیامده است. من ربنا را به عنوان یک نشانهی فرهنگی ذکر کردم، نه به عنوان تمام فرهنگ و باز هم تاکید میکنم به عنوان یک نشانهی فرهنگی، نه بعنوان اثری که آقای شجریان خوانده است. ربنا نه متعلق به خوانندهاش، بلکه به یک فرهنگ تعلق دارد.
توجه داشته باشید که کشورهای مختلف در حال گردآوردن نشانههای هویتی و فرهنگی هستند و در این راه از هزینه کردن و حتی به یغما بردن انباشتههای دیگر کشورها هم دریغ نمیکنند. نمونهی بارز آن ترکیه و مولانا.
هر چند من هم با رفتارهایی مثل پخش اعتراضآمیز ربنا و هر اثر دیگری موافق نیستم، اما این رفتار محصول بیتوجهی به سلیقه و خواست بخشهایی از مردم است.
شما درست میگویید.
[پاسخ]
با اینکه همیشه(نه فقط ماه رمضان) دلم پر می کشد برای شنیدن ربنای استاد اما امسال ترجیح می دادم از صدا و سیما پخش نشود!اینطوری تکلیف خیلی از ما با صدا و سیما مشخص می شد!!
پخش ربنا به صورت محدود هم جمله ی خنده داریست…کافیست از گلدسته های مسجدی کوچک صدای ربنا به گوش برسد و پر بکشد …تمام شهر پر می شود!
[پاسخ]
سلام و درودی فراوان
حقیر معتقدست که این آوای ماندگار، جایگاهش نه اینست که ما آن را رنگ بندی کنیم و بگوییم همان بهتر که از سیما پخش نشود یا اینکه آن را برای زنگ تلفن یا آهنگ انتظار برگزینیم!
آیا زنگ تلفن یا آهنگ انتظار آن جز اینکه این نوا را برایمان یکنواخت ، تکراری و خسته کننده کند ثمر دیگری دارد؟!
به عنوان مثال چه ناسزاهایی که به آن خانم بیگناه که میگوید ” در حا حاضر،تماس با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمیباشد” گفته شده است!
حال فرض کنید به جای صدای آن خانم آهنگ ایران ای سرای امید با صدای استاد شجریان،یا ربنا یا حتی “ای ایران” با صدای استاد بنان پخش شود،آیا جز احساس دلزدگی نسبت به این نواها حس دیگری در ما بوجود میآید؟! آیا پخش نواهای مذکور در زمانی که با کسی کاری فوری یا حتی غیر فوری داریم برای ما احساس آرامش ایجاد میکند؟!
چه خوش گفت که : هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد! اعتقادات حقیر بر این اصل استوار است و البته نه اینکه بخواهم استاد شجریان را برای خود صنمی پرستیدنی کنم،خیر !
حقیر نسبت به ایشان انتقادات شدیدی هم دارم که در جای خود قابل بحث است(این مسئله مربوط به رفتار حرفهای ایشان است و به مسائل اخیر مربوط نمیشود.) اما زمان،زمان مناسبی برای این بحث نیست و البته علیرقم این مسئله،بد نیست بدانید که هر سال اولین افطار را با اشک شور شنیدن ربنا باز میکنم.
خدایش نگاهدار باد،آوایش پایدار
[پاسخ]
محمدعلی مومنی پاسخ در تاريخ شهریور ۸م, ۱۳۸۸ ۱۴:۲۱:
با تو همآهنگم. هیچوقت موسیقیهای مورد علاقهام را روی زنگ موبایل نمیگذارم. اتفاقا پارادوکس عجیبی هم ایجاد میکند که آیا زنگهای تلفن همراه از آن آهنگهایی است که دوست نمیدارم؟ که اینگونه مدام تکرار و آزاردهنده میشود. پس معمولا نشانههای صوتی خنثی روی تلفن همراه من می نشیند.
اما فکر میکنم تکرار ربنا در مدت یک ماه مشخص، هدفمند و برای انتقال معناست. پس خود خالی از معنا نمیشود.
[پاسخ]
حتما مطلب لینک پائین رو مطالعه کنید بسیار جالبه
http://alef.ir/1388/content/view/53088
[پاسخ]