فرهنگ سبز بوق
نگاه کنید ببینید چقدر مصرف بوق بالا رفتهاست. اگر همینجوری ادامه پیدا کند، با کمبود بوق مواجه میشویم. بعد مجبور میشویم از خارج بوق وارد کنیم که آنهم اصلا به صلاح نیست. همین بوقهای داخلی دارند توطئه میکنند و صدای اجنبیها از دهانهی آنها درمیآید. ما که بوق نیستیم عزیز من. آدم اگر بوق هم باشد میفهمد که این بوقها در راستای اغتشاش و تشویش اذهان عمومی است.
قانون هم سرشان نمیشود. میگویند: این تابلو «بوق زدن اکیدا ممنوع» فقط برای مقابل بیمارستانهاست. آخر این چه حرفی است؟ این روزها همه جا بیمارستان است. در این برههی حساس همه مریض هستند. مریض البته ایهام دارد. نه خود مریض. کلمهی مریض.
۱- مریض: آنکسی که کرم دارد. این جماعت خودشان مولد بوق هستند.
۲- مریض: آنکه واقعا مریض است. این روزها کی سالم است؟
چند مدل از این بوقهای استکباری را معنی میکنیم تا بفهمید که چه خواستههای شنیعی دارند این بوقها.
بوق بوق
یعنی دستا بالا. پیش از انتخابات بوق مصرف بسیار مسالمتآمیزی داست و نهایت نهایتش معنیاش این بود که: «برو کنار دیگه بابا اسکل.» حالا چه؟ این «دستها بالا» میدانید چقدر تاویل پذیر و مجرمانه است؟ حالا نشانهی چیست؟
۱- تسلیم در برابر زورگویی
۲- آماده برای لهو و لعب و حرکات موزون
۳- بدتر از همه علامت پیروزی و مچبند رنگی و…
بوووووووق
معنی سابقش این بود که تو دیگه عجب آدم فلانی هستی. خوب برو دیگه.
معنی جدید: ما خس و خاشاک نیستیم.
آخر این نحوهی گفتمان است؟ هیمن بوقها در رسانه و بوقهای استکباری پخش میشود و چقدر تحلیلهای بد میکنند. خوب نزن بوق. مگر تو با بوق رای دادی که حالا با بوق میخواهی پس بگیری؟ آقا اصلا در هیچ کجای قانون انتخابات دربارهی نحوهی اعتراض بوق هیچ جایی ندارد. بله شما میتوانی با ماشینات بروی، یکی از مسئولان را سوار کنی و در نهایت آرامش گفتگو کنی. وقت سوار کردن و خداحافظی دو تا بوق هم بزنی ایراد ندارد.
بوق بوق بو بوق بوق
این بوق از آن بوقهای مرگبار است. شما به آهنگش توجه بفرمایید. آقا این بوق ریتم دارد. اگر در پاسخ به این بوق شما فردی حرکات زننده مرتکب بشود، چه خاکی باید در سر ریخت؟
حالا این اصلا هیچ. داخلی است. شما دقت بفرمایید که این بوق ریتم شعار مرگ بر فلان و مرگ بر فلانجا و اینها را دارد. زبانم لال اگر همیجور پیش برود و “مرگ بر روسیه” هم بوقیزه بشود چه خاکی به سرمان کنیم؟
بوووووووووووووووووووووق ق ق بوقق ق ق ق
باید دوباره برگزار شود!
بو بوق بوق، بو بوق بوق؛ بو بو بو بوق، بو بوق بوق
نترسین، نترسین؛ ما همه … فلانیم!
این بیت همین الان یک شاکی حاضر و آماده دارد. فرهنگستان ادب پارسی. میگویند اگر قرار باشد اشعار با بوق خوانده شود که ما باید برویم بوق بزینم دیگر. فرهنگستان میگوید: اگر قرار باشد دیوان حافظ یا شاهنامهی فردوسی با بوق خوانده شود که کار چند گروه زار است:
۱- اساتید مسلم
۲- شهروندان مسلم
۳- برادران مسلم
فرهنگستان ادب پارسی از ان شعار ایراد فنی هم گرفته است که «نترسین» صحیح نمیباشد. بهتر است بگوییم: بترسید بترسید… گاز اشکآور رسید. یا خیلی چیزهای دیگر رسید.
آن نترسید با این چیزها تناسب ندارد و در تضاد است. درست است که تضاد خودش یک صنعت ادبی است، اما این صنعت خودش بیادبی است.
بوق بوق بوق
این بوق میگوید: آقا ما هوای شما را داریم و اصلا این چه وضعش است؟ ولی ما فعلا دستمان بند است. دستمان بند است خودش چند شاخه میشود: ما داریم میریم سفر وقت نداریم. اما همینجوری که میرویم، در طول راه اعتراض شدید خودمان را اعلام میکنیم. بنده همین الان یک اعتراض شدیدی کردم. خیلیها فکر کردند چون کامیون دارد لهام میکند بوق زدهام. در حالیکه آن بوق شدیدترین اعتراض من به وقایع اخیر بود.
یک مدل دیگر اینکه ما تاکسی و راننده خطی هستیم. باید نان بخوریم. همینجوری از ما قبول بفرمایید. ما وقتی مسافران ارجمند دستهجمعی در خیابان به نشانهی اعتراض منتظر ماشین ایستادهاند، بوق میزنیم و تحریکشان میکنیم. آنها هم در پاسخ به دعوت ما یکهو با هیجان زائدالوصفی هجوم میآورند. عدهای گمان میکنند اینها برای زودتر رسیدن به مقصد خوشحال هستند.
بوق بو بوق، بوق بو بوق
در این نوع بوق ما با اسم کاندیدای خاصی روبرو هستیم. این کاندیدا خودش از همان زمان اعلام نتایج دارد بوق ممتد میزند. بوق ممتد که جریمه دارد اساسی.
پیشنهاد میکنیم از این پس:
۱- ماشینها بدون بوق تولید شوند. برای اعلام خطر به شهروندان از هوار هوار کردن، میمک صورت که نشاندهندهی شدت عصبانیت و حال به هم خوردگی و چند تا فحش باشد، استفاده شود.
۲- برای نصب بوق روی تعداد معدودی خودرو، راننده توسط مراجع صالحه صلاحیت خود را احراز کند.
۳- پیش از بیرن زدن از خانه و آغاز کار متن بوقها را به فرهنگستان زبان و ادب پارسی اعلام کند.
۴- از زدن بوق دستهجمعی جلوگیری شود. زمانبندی یا سهمیهبندی بوق میتواند مشکل را حل کند. مثلا هر کس در روز سه نویت و در هر نوبت ۱ ثانیه بتواند بوق بزند.
۵- بوقها بادی شود. راننده خود باید در این بوق بدمد و باد آنرا تهیه کند. حالا این باد را از کجاو چگونه تهیه میکند، آزاد است! یا ابن روش راننده نفسش از جای گرم بلند نمیشود و ملاحظهی هر چیز را نکند ملاحظهی مجاری تولید باد خودش را مینماید.
به بوقچیها اعلام میکنیم:
بوق اگر بوق تو و کله اگر کله ی ماست
آنچه البته به جایی نرسد این بوق است
—————————-
پنجره
بازنشر از «آی طنز »
بوق – ۱ (اجتماعی)
—————————-






سلام به خدمت جناب استاد مومنی عزیز
وبلاگ بسیار خوبی دارید که دلم ادم را بعد از یک روز گرم تابستان داغون باز میکند
علی الخصوص اگر در یک اتاق گرم که مثلا سونای خشک باشد یک امتحان خفن داده باشی که دیگه بد تر
اما وبلاگ شما ابی است بر اتش عطش ما
الان میروم وبلاگتان را با میخ می کوبم به صفحه وبلاگم که همه ببینند
در لینک کردن وبلاگ بنده هم صاحب اختیارید می توانید لینکش نکنید که این لکه ننگ وارد وبلاگتان نشود!
ما شدیدا ارادت مندیم
[پاسخ]
درود بر شما آقای مومنی
تمام مطالب رو خوندم
ممنون…
زنده باشید
به امید آزادی…
[پاسخ]
محمدعلی مومنی در مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ ۱۴:۱۸:
عجب حرفهایی میزنند ملت!
به امید آزادی و این حرفها چیست که میزنید خانم محترم؟!
والا اگر این حرفها خوب باشد! (;
[پاسخ]
راستی شنیدی :
۱/قوچانی رو بانامردی دارن شکنجه میکنند…………….دیروز از خدا بی خبرا وادارش کردن واسه کیهان مطلب بنویسه!
۲/مطلع شدم ده نمکی با بازیگر فیلم جومونگ برای بازی در اخراجی های ۸ به توافق رسید وی گفت فیلمنامه را تا یک ساعت دیگر آماده خواهم کرد ده نمکی در پاسخ به یکی از خبرنگاران که در خصوص اینکه چرا یهو ۸ گفت دیروز فیلنامه از ۳تا۷ را نوشتم/ به من چه جومونگ باید زود تر میگفت!!!
۳/………..بوق………
[پاسخ]
محمدعلی مومنی در مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ ۱۴:۲۰:
پس احتمالا هر افتخاری در جبهه نصیب ما شده بخاطر جانفشانیهای برادر جومونگ بوده که تا حالا از نقش ایشان غفلت شده.
[پاسخ]
سلامی به گرمای بوقهای تابستانی
بوق زیبایی بود
راستی شنیدی که میگن بوق نزن بهر کسی اول خودت بعدا کسی
اصلا چه ربطی داشت ؟
خب مگه این روزها چی به چی ربط داره
اینروزا به هرکی میگی بوق نزن میگه برو بابا بوقتو بزن
[پاسخ]
محمدعلی مومنی در مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ ۱۴:۲۱:
نشنیدی شاعر گفتهاست:
اگر بوق باشد گناهی، الهی
سراپا بوق بوقم الهی
ربطش هم شبیه ربط شعر شما!
[پاسخ]
سلام
ممنون از راهنماییتان
و ازا ین که بنده را لینک کردید
نگران باده و می اینها نباشید که کیمیای هستی است!اگر باور نمی کنید امتحان کنید!البته نه خیلی!از اون می ها که حافظ میگه یعنی جنس خوب بخرید!
فعلا قصد ندارم این وبلاگ را ببندم چون خوانندگانی پیدا کردم اما اگر ممکن است یک روش کاری که گفتید را به من یاد دهید تا یک وبلاگ به وصورت بک اپ برای این وبلاگ درست کنم تا در صورت بروز اتفاقات این چنینی بتوانم از خودم دفاع کنم
در حقیقت تصمیم گرفتم وبلاگی درست کنم که فعلا همزمان با این یک اپ شود اما در خفا بماند تا اگر اتفاقی افتاد از خطر در امان باشد
باز هم ممنون
ضمنا من بچه ی خوبی هستم فقط گاها یکی دو پیک می میزنم و بعضی وقت ها هم دلم از پی نظرم می رود!اینها هم مصداق بد بودن نیستند!
ادم ادمکش بشود ولی خدای نکرده اصلاح طلب نشود!
گاها حرف سیاسی هم می زنم اما سعی میکنم خدای نکرده حرف بد نزنم!
باز هم ممنون!
راستی اگر بتوانم شما را در سایت شکر خند هم لینک میکنم اگر لینک دانیش درست شد
http://www.shekarkhand.com
من یک چیز دیگر هم بگویم و دیگر بروم
باز هم ممنون!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی در مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ ۱۴:۳۰:
سایت شکرخند را هم دیدهام. ممنون از شما.
بلاگفا راه گرفتن خروجی کامل را بسته و فقط یک رونوشت از نوشتهها میدهد. اما نوشتهای خواندم که با کمک «فایرفاکس» میتوان از بلاگفا خروجی گرفت. البته فکر می کنم این خروجی برای وردپرس مناسب باشد.
باز هم اگر کمکی از دستم برآید، دود از کفن برآید! ببخشید اشتباه شد، در خدمتم!
[پاسخ]
چیزه…
بازم ممنون!
[پاسخ]
شما درست میگین آقای مومنی
والا خودمم تصمیم گرفتم دیگه آرزویی نکنم چون همش برعکسش برآورده میشه
دیگه از این حرفها نمیزنم
ولی
حسرت که میتونم بخورم؟
کاش روزهای سبز بیاد…
و کاش …
[پاسخ]
محمدعلی مومنی در مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ ۲۱:۳۵:
مزاح بود خانم مظفری.
آدمی به امید زنده است و به آرزو.
به قول شاعر:
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشاید
به رفتار شما میتابد.
[پاسخ]
ورود تصویر یکی از بزرگان اندیشه ایران زمین آقای قیصاری(که خودم باشم) را در این مقطع حساس اعلام میکنم.
آقای کروبی
برو جلو، دیگه غصهات نباشه. قیصاری پشتته. البته این پشت با اون پشت فرق میکنه.
حالا دیگه برین بوق بزنین!
[پاسخ]
فکر کنم حالا حالاها شما هم باید برید جلو و بوق بزنید .
بووووووووووووووووووق سبز !؟
[پاسخ]
محمدعلی مومنی در مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ ۰۹:۱۹:
برای عده ای که سالهاست ما را بوق حساب میکنند، بله!
[پاسخ]
چه بوق تو بوقیه این جا!
[پاسخ]
به گمان ما که بدترین نوع بوق همان بوق دسته جمعی باشد!
[پاسخ]
سلام،
دیشب داشتم از سمت هنگام میومدم رسالت دیدم بعد از الغدیر ترافیکه باخودم گفتم حتما دارن تو این ماه رمضونی خیرات میدن جلوتر که رفتیم دیدم این خبرا نیست ایست بازرسیه! فضا نوستالژیک بود به یاد ایست بازرسیا ی دهه ی شصت!
[پاسخ]
محمدعلی مومنی در شهریور ۵م, ۱۳۸۸ ۱۹:۵۹:
کلمهها دچار دگرگونی معنایی میشوند!
[پاسخ]