<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: زبانم بسته‌است</title>
	<atom:link href="http://maatine.com/88-03-23_zabanam-baste-ast/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://maatine.com/88-03-23_zabanam-baste-ast/</link>
	<description>محمدعلی مومنی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 25 Jan 2012 08:53:14 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: وحیده</title>
		<link>http://maatine.com/88-03-23_zabanam-baste-ast/comment-page-1/#comment-346</link>
		<dc:creator>وحیده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comment-346</guid>
		<description>حنجره ها روزه سکوت گرفتند
پنجره ها تار عنکبوت گرفتند

عقده فریاد بود و بغض گلوگیر
بهت فصیح مرا سکوت گرفتند

نعره زدم عاشقان گرسنه مرگند
درد مرا قوت لایموت گرفتند

چون پر پروانه تا که دست گشودم
دست مرا لحظه قنوت گرفتند

خط خطا بر سرود صبح کشیدند
روشنی صفحه را خطوط گرفتند
                                                        شادروان &quot;قیصر امین پور&quot;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حنجره ها روزه سکوت گرفتند<br />
پنجره ها تار عنکبوت گرفتند</p>
<p>عقده فریاد بود و بغض گلوگیر<br />
بهت فصیح مرا سکوت گرفتند</p>
<p>نعره زدم عاشقان گرسنه مرگند<br />
درد مرا قوت لایموت گرفتند</p>
<p>چون پر پروانه تا که دست گشودم<br />
دست مرا لحظه قنوت گرفتند</p>
<p>خط خطا بر سرود صبح کشیدند<br />
روشنی صفحه را خطوط گرفتند<br />
                                                        شادروان &#8220;قیصر امین پور&#8221;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خاطره سازگار</title>
		<link>http://maatine.com/88-03-23_zabanam-baste-ast/comment-page-1/#comment-345</link>
		<dc:creator>خاطره سازگار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comment-345</guid>
		<description>باید عرض کنم که فرمایش شما صحیح ، اما در صورتی که طرف مقابل به اعتقادات یا همان قانون خود پایبند باشد .
به فرمایش خود شما : به شرط آنکه آسمان ریسمان نبافیم که همان نتیجه‌ای رابگیریم که دلمان می‌خواهد.
آیا اگر نتایج انتخابات به نفع ما نبود باید مردم را تحریک کنیم که به خیابان بریزند و به اغتشاشات دامن بزنیم ؟
من فکر می کنم آقای موسوی مثل دوران نخست وزیریش که بدون توجه به حرفهای امام(ره) و مقام معظم رهبری ،وقتی در مواردی با مخالفت نمایندگان مردم روبرو شد لج کرد و استعفا داد . حال که نتیجه انتخابات به نفع خودش نیست لجبازی می کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باید عرض کنم که فرمایش شما صحیح ، اما در صورتی که طرف مقابل به اعتقادات یا همان قانون خود پایبند باشد .<br />
به فرمایش خود شما : به شرط آنکه آسمان ریسمان نبافیم که همان نتیجه‌ای رابگیریم که دلمان می‌خواهد.<br />
آیا اگر نتایج انتخابات به نفع ما نبود باید مردم را تحریک کنیم که به خیابان بریزند و به اغتشاشات دامن بزنیم ؟<br />
من فکر می کنم آقای موسوی مثل دوران نخست وزیریش که بدون توجه به حرفهای امام(ره) و مقام معظم رهبری ،وقتی در مواردی با مخالفت نمایندگان مردم روبرو شد لج کرد و استعفا داد . حال که نتیجه انتخابات به نفع خودش نیست لجبازی می کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدعلی مومنی</title>
		<link>http://maatine.com/88-03-23_zabanam-baste-ast/comment-page-1/#comment-344</link>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comment-344</guid>
		<description>از قانونی که توسط همه‌ی ما نقض می‌شود. توسط همه‌ی ما. روح استبداد زده‌ی ایرانی از قانون گریزان است. در حالیکه مشکل‌ها به رعایت قانون قابل حل است. این قانون بارها توسط خود من و شما نقض می‌شود. اما به دلیل کثرت این قانون‌شکنی‌های ریز و درشت زشتی آن برایمان کمرنگ شده است.
فرض بگیریم که آقای موسوی و طرفداران او قانون‌گریزی کردند و دائم ندا سر دادند که ما به سلامت انتخابات شک داریم. این وظیفه‌ی بدیهی برگزارکنندگان انتخابات است که اطمینان آنها را جلب کند. به این واسطه که حتی اگر فکر آنها اشتباه باشد، این فکر و تصور اشتباه بذر بی‌اعتمادی را در جامعه می افشاند. حاکمیت جدا از مردم نیست، چه مردم موافق، چه مخالف. چه مسلمان، چه زرتشتی و چه مسیحی. چه کرد، لر، ترک یا بلوچ. چه چپ یا راست. بهر حال می‌خواهد برای همین‌ها تدبیر کند. پس به اعتماد آنها نیاز دارد.
نگویید مگر طلبکار هستند. چون من می‌گویم بله.
ببینید بشر در قرن‌های گذشته وقتی از هرج و مرج و هر کی هر کی بودن خسته شد، اجتماعی تشکیل داد. دور هم جمع شدند و خواستند یک نفر بپذیرد که عهده‌دار کارهای آنها شود. آن یک نفر انتخاب شد و در واقع کارگزار و خدمتگزار آنها شد. طبیعی است که خدمتگزار باید به مردمی که به او مسئولیت دادن پاسخ بدهد.

یک مثال ساده: همسایه‌های شما بر اساس شایعه‌ای به شما مظنون می‌شوند. آیا شما می‌گویید: خوب بشوند. آنقدر که جانشان هم در بیاید.
یا اینکه با آنها گفتگو و اعتمادسازی می‌کنید؟ شما می‌خواهید با همسایگانتان در یک محدوده زندگی کنید. به اعتماد یکدیگر نیاز دارید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از قانونی که توسط همه‌ی ما نقض می‌شود. توسط همه‌ی ما. روح استبداد زده‌ی ایرانی از قانون گریزان است. در حالیکه مشکل‌ها به رعایت قانون قابل حل است. این قانون بارها توسط خود من و شما نقض می‌شود. اما به دلیل کثرت این قانون‌شکنی‌های ریز و درشت زشتی آن برایمان کمرنگ شده است.<br />
فرض بگیریم که آقای موسوی و طرفداران او قانون‌گریزی کردند و دائم ندا سر دادند که ما به سلامت انتخابات شک داریم. این وظیفه‌ی بدیهی برگزارکنندگان انتخابات است که اطمینان آنها را جلب کند. به این واسطه که حتی اگر فکر آنها اشتباه باشد، این فکر و تصور اشتباه بذر بی‌اعتمادی را در جامعه می افشاند. حاکمیت جدا از مردم نیست، چه مردم موافق، چه مخالف. چه مسلمان، چه زرتشتی و چه مسیحی. چه کرد، لر، ترک یا بلوچ. چه چپ یا راست. بهر حال می‌خواهد برای همین‌ها تدبیر کند. پس به اعتماد آنها نیاز دارد.<br />
نگویید مگر طلبکار هستند. چون من می‌گویم بله.<br />
ببینید بشر در قرن‌های گذشته وقتی از هرج و مرج و هر کی هر کی بودن خسته شد، اجتماعی تشکیل داد. دور هم جمع شدند و خواستند یک نفر بپذیرد که عهده‌دار کارهای آنها شود. آن یک نفر انتخاب شد و در واقع کارگزار و خدمتگزار آنها شد. طبیعی است که خدمتگزار باید به مردمی که به او مسئولیت دادن پاسخ بدهد.</p>
<p>یک مثال ساده: همسایه‌های شما بر اساس شایعه‌ای به شما مظنون می‌شوند. آیا شما می‌گویید: خوب بشوند. آنقدر که جانشان هم در بیاید.<br />
یا اینکه با آنها گفتگو و اعتمادسازی می‌کنید؟ شما می‌خواهید با همسایگانتان در یک محدوده زندگی کنید. به اعتماد یکدیگر نیاز دارید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خاطره سازگار</title>
		<link>http://maatine.com/88-03-23_zabanam-baste-ast/comment-page-1/#comment-343</link>
		<dc:creator>خاطره سازگار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comment-343</guid>
		<description>جالبه
از کدوم قانون صحبت می کنید
قانونی که یک کاندیدا به و سیله آن وارد عرصه انتخابات شد و به عنوان یک شعار از آن استفاده کرد بعد که در نتخابات پیروز نشد همان قانون را زیر پا گذاشت!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالبه<br />
از کدوم قانون صحبت می کنید<br />
قانونی که یک کاندیدا به و سیله آن وارد عرصه انتخابات شد و به عنوان یک شعار از آن استفاده کرد بعد که در نتخابات پیروز نشد همان قانون را زیر پا گذاشت!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدعلی مومنی</title>
		<link>http://maatine.com/88-03-23_zabanam-baste-ast/comment-page-1/#comment-342</link>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comment-342</guid>
		<description>1- همینطور است که می‌گویید.
2- اما با این کلی‌گویی‌ها کاری پیش نمی‌رود.
3- پرسش همین است که بالاخره ملت کیست؟ هر کس می‌گوید آیا ملت را ندیدید که...؟ ملت به تنهایی نه آن کسانی هستند که شما می‌گویی، نه آنکه من می‌گویم یا دیگری می‌گوید. جمع اینها ملت است. ملت همه مردمند، با هر دیدگاه، مذهب، سلیقه و از هر قوم. اما برای ایجاد توازن میان اینها چه باید کرد؟ قانون حلقه‌ی مفقوده‌ی تاریخ ایران است. باید به قانون پناه برد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۱- همینطور است که می‌گویید.<br />
۲- اما با این کلی‌گویی‌ها کاری پیش نمی‌رود.<br />
۳- پرسش همین است که بالاخره ملت کیست؟ هر کس می‌گوید آیا ملت را ندیدید که&#8230;؟ ملت به تنهایی نه آن کسانی هستند که شما می‌گویی، نه آنکه من می‌گویم یا دیگری می‌گوید. جمع اینها ملت است. ملت همه مردمند، با هر دیدگاه، مذهب، سلیقه و از هر قوم. اما برای ایجاد توازن میان اینها چه باید کرد؟ قانون حلقه‌ی مفقوده‌ی تاریخ ایران است. باید به قانون پناه برد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

